![]() |
![]() |
|
| جغرافیا و برنامه ریزی شهری |
اروپاقاره اروپا در شبه جزیرهای در شمال غرب اوراسیا و در شمال قاره افریقا قرار گرفتهاست. این قاره که به دلیل قرار گرفتن در منطقه معتدل شمالی به قاره سبز معروف است بین آبهای دریای سیاه در جنوب شرقی، دریای مدیترانه در جنوب، اقیانوس اطلس در غرب و دریای آدریاتیک در شمال قرار دارد. اروپا کوچکترین قطعه از قطعات پنجگانه خشکی و بخش غربی بر قدیم است. مساحت آن ۱۰ میلیون کیلومتر مربع است و حدود ۶۰۰ میلیون نفر جمعیت دارد. تاریخ اروپایونانیانیونان باستان از صدها دولت ـ شهر مستقل تشکیل میشد. از قرن هشتم قبل از میلاد، یونانیها ساخت شهرهای جدید در سراسر مدیترانه، را آغاز کردند این مستعمرههای یونانی با امپراتوری قدرتمند ایران در تماس بودند. در نتیجه تشنج بین یونان و ایرانیها زیاد شده، و در سال ۵۰۰ قبل از میلاد، یک جنگ بین آنها در گرفت. در سال ۴۷۹ قبل از میلاد ارتش متحد دولت ـ شهرهای یونان، ایران را شکست داد. ۸۱۴. آکروپولیس باقیماندههای اکروپولیس، آتن امروزی را در بر میگیرد.آتن ثروتمندترین و بزرگترین ناحیه شهری یونان بود. شهروندان این شهر از یک دموکراسی ابتدایی (دولت مردمی) برخوردار بودند. تا پیش از قرن پنجم قبل از میلاد، ناحیه شهری اسپارت بیشتر نواحی جنوب یونان را تحت کنترل داشت. این ناحیه را منطقه «پلویونی» مینامند. زندگی اسپارتیها در جنگ میگذشت. همه شهروندان مذکرو بالغ، اعضاء تمام وقت ارتش محسوب میشدند. زنها آموزشهای فیزیکی میدیدند تا بتوانند بچههای قوی و نیرومند به دنیا بیاورند. هنگامی که شهروندان اسپارتی مشغول پرداختن به امور جنگی بودند، غلامان (بردگان) روی زمین کشاورزی میکردند. اولین مسابقات المپیک، در شهر المپیا، در جنوب یونان برگزار میگردد. رومیانحکومت اولین امپراتور روم، آگوستوس در سال ۲۷ قبل از میلاد آغاز شد. این حکومت شاهد آغاز پکس رومانا، یا دوران ثبات سیاسی و شکوه و جلال فراوان که حدود ۲۰۰ سال ادامه داشت، بود. در طول این دوره، امپراتور روم به مدیترانه و بخش اعظم اروپای غربی حکومت میکرد. امپراتوری به شکل کاملی سازماندهی شده بود و به خوبی اداره و کنترل میشد. یک شبکه از راهها سرزمینهای امپراتوری را به پایتخت، رم، متصل میکرد. لژیون آموزش دیده روم از تمام نقاط بحرانی در طول مرزهایش دفاع میکرد. شهروندان رومی از یک قانون مشترک، فرهنگ مشترک و زبان مشترک، لاتین، بهره مند بودند. تا سال ۴۵۰ میلادی رومیان باستان، انگلستان را ترک کرده بودند و به جای آنها تعداد زیادی از مردم شمال اروپا در آنجا اقامت داشتند. اقوامی که در آنجا سکونت داشتند متعلق به چهار قبیله، آنگلها، یوتها، فرزینها و ساکسونها بودند. این ساکنان، «آنگلوساکسون» نامیده شدند. قبرهای منطقه ساتن هو با یادداشتهای راهبانی مثل عالیجناب «بید»، اطلاعات مربوط به تاریخ آنها را بیان میکند. قرنها بعد، شاهان آنگلوساکسون مانند آلفردکبیر با مهاجمان وایکینگ جنگیدند. در دنیای رومیها خیلی مهم بود که افراد سایو (شهروند رومی) باشند. ابتدا، مقام شهروند فقط به افرادی که دردرون شهرها زندگی میکردند، داده شد. در سال ۸۹ قبل از میلاد، مقام شهروند به تمام ایتالیاییها اعطا شد. تا پیش از ۲۱۲ بعد از میلاد، مقام شهروند رومی به همه مردان آزاد که در محدوده امپراتوری روم زندگی میکردند، اعطا شد. مقام شهروندی به بردگان و زنها داده نمیشد. اروپای قرون وسطیتا قرن ۱۳ میلادی، قلعههای متعلق به شوالیهها بیش ازهر چیز دیگری در پهنه اروپا خود نمایی میکرد. شوالیهها از زندگی مرفهی برخوردار بودند که با زندگی دهقانانی که روی زمینهای آنها کار میکردند، تفاوت زیادی داشت. شهرهایی در اطراف قلعهها بوجود آمدند و توسعه یافتند. تجار برای تجارت از راههای صعب العبور سفر میکردند. زائران سفرهای طولانی را برای زیارت اماکن مقدس انجام میدادند. زندگی سخت بود، جنگ، قحطی و طاعون همواره جان مردم را تهدید میکرد. در اواخر قرن پانزدهم میلادی، آخرین بخش از قلمرو مسلمانان اسپانیایی گرانادا یا همان شهر قرناطه در اندلس، به حکمرانان مسیحی آن دیار، فردیناند فرمانروای آراگون و ایزابلا فرمانروای کاستیل، تسلیم میگردد. در همان سال، با حمایت مالی فردیناند و ایزابلا، کریستف کلمب از اقیانوس اطلس میگذرد و به جزایر هند غربی (در نزدیکی سواحل آمریکا) میرسد. در اروپای قرون وسطی، کاری که مردم انجام میدادند، غذایی که میخوردند، لباسی که میپوشیدند و محلی که در آن زندگی میکردند، همگی بستگی به جایگاه اجتماعی آنها داشت. حدودا از تاریخ ۸۰۰ تا ۱۰۵۰ میلادی به مدت سه قرن، جنگجویان وایکینگ با کشتیهای دراز و براق خود، اروپا را به وحشت میانداختند. آنها از اسکاندیناوی برای جستجوی نقره، بردگان و زمین به دریا رفتند. بعضیها به بریتانیا و فرانسه حمله میکردند، در حالی که دیگران روسیه و رودخانههای جغرافیا طبیعی 1-1 اروپا کجاست و حدود قاره ی اروپا کجاست؟ اروپا بعد از قاره اوقیانوسیه کو چکترین قاره دنیا ست و در حدود 10 میلیون کیلو متر مربع وسعت دارد وسعت اروپا در مقا یسه با سایر قاره ها بسیار کم است . حدود اروپا کاملا از سه طرف مشخص است ، در شمال به اقیانوس منجمد شمالی و در مغرب به اقیانوس اطلس و در جنوب به دریا مدیترانه و دریا سیاه که از طریق تنگه های داردانل و بسفر به همدیگر ارتباط دارند ، محدود می شود ، اما از طرف مشرق تعیین حد و مرزی دقیق برای آن مشکل است . عاملی که سبب رجحان اروپا بر سیر قاره ها شده است همانا هماهنگی شکل خارجی و باز بودن سواحل آن می باشد . در مشرق اروپا ، در جلگه ها ی روسیه این هماهنگی بیشتر دیده می شود . اروپای شرقی به صورت ماسیفی است که از لحاظ شکل نیمه آسیائی می باشد که بدان اروپای قاره ای می گویند .اروپا با وجود وسعت کم ،طول و عرض زیادی را در سطح کره اشغال کرده است . زیرا این قاره دارای بریدگیهای زیادی است . از طرف دیگر فاصله بین دماغه روکا نزدیک لیسبون در جنوب غربی تا دریا کارا در شمال شرقی اروپا 5650 کیلو متر می باشد . بطوری که مقایسه می گردد آمریکای شمالی تا اسپانیا از سه هزار کیلو متر بیشتر فاصله ندارد . اروپا بین مدارات 35 تا 75 درجه (بجز در انتهای جنوب) قرار گرفته و حد متوسط درجه حرارت بین صفر و 30 درجه سانتیگراد است . بنابراین اروپا در منطقه معتدل قرار دارد و مانند مناطق مداری ،گرم و مرطوب و مانند مناطق شمالی ،سرد نمی باشد . اروپا تنها قاره ای است که خارج از مدارات ، در منطقه معتدل قرار دارد. þ و اما تاریخچه زمین در اروپا : بین پنچ قاره دنیا ، اروپا و استرالیا دارای حد متوسط ارتفاع کمتری می باشد . جلگه ها تقریبا 3/2 سطح اروپا را پوشانیده و وسعت آنها در مشرق اروپا زیاد است . در کوهستان قفقاز قللی بیش از 5000 متر وجود دارد مانند البرز و که دارای 5632 متر اتفاع می باشد . از نظر ساختمان ناهمواری و تاریخچه زمین شناسی ،اروپا را می توان به دو قسمت که با هم شباهت مر فولوژیکی ندارند تقسیم کرد . حد فاصل این دو قسمت در طول خطی است که در حوضه آکی تن شروع می شود و از جنوب ماسیف سانترال ،درئ رودخانه رن سون ،جلگه باویر و مراوی گذشته در شمال به کارپات و در جنوب به کوهستان کریمه و قفقاز ختم می گردد . این دو قسمت عبارتند از : 1- زمین های قدیمی: زمینهای قدیمی یا صفه های قدیمی متعلق به شکیلات و چین خوردگیهای قدیمی می باشند که از بدو تشکیل در معرض فرسایش شدید قرار گرفته و فرسوده شدهتا اینکه در عهد دوم ، زیر دریا آن عهد پنهان گردیده است ، سپس مجددا پس از پسروی دریا ها ،حرکات کوهزای ، مرتفعاتی را به وجود آورده است . به طور کلی در اروپا چهار نوع چین خوردگی مهم و اصلی در ازمنه زمین شناسی اتفاق افتاده است . که به ترتیب عبارتنند از : الف: چین خوردگیهای هورنین. ب :چین خوردگیهای کالدونین. ج: چین هرسی نین. 2-چین خوردگی آلپی : چین خوردگی آلپی شامل کوهستان آلپ ، پیرینه ، ژورا ، کارپات ، آپنین و غیره بوده و در عهد سوم اتفاق افتاده است . هر یک از چهار چین خوردگی آتشفشانها ی همراه داشته اند و بهترین نمونه آن ناهمواریهای آتشفشانی در ماسیف سانترال فرانسه است که متعلق به عهد سوم بوده و همگی خاموشند . کلیه ناهمواری ها چین خورده عهد اول به علت عوامل فرسایش طولانی از ارتفاعشان کاسته شده و در بعضی موارد به صورت سطح همواری در آمده اند ، فقط ناهمواریهای عهد سوم می باشد که در اثر کوتاه بودن دوران فرسایش دارای ارتفاع زیادی هستند . منطقه آلپی ، شامل یک رشته از کوهای جوانی است که دارای ساختمان چین خورده بوده و به وسیله فرو رفتگی ها ی زیادی محصور شده اند . þ ولیکن آب و هوا مجموعه ای است از پدید ها ی جو که حالت عمومی و کلی هوا را برای ناحیه ای از سطح زمین تعیین منماید . برای اطلاع از چگونگی آب و هوا هر ناحیه ای بایستی به آثار مهم جغرافیا یی زیر توجه داشت . 1- موقعیت جغرافیا یی آن ناحیه . 2- دوری و نزدیکی به دریا . 3- ارتفاع از سطح دریا . اگر به نقشه اروپا دقت کنیم می بینیم اروپا قا ره ای است که خارج از منطقه مدارات دیده می شود . پراکندگی های دریا ها و خشکی ها و یا به عبارت دیگر ،اثر دوری و نزدیکی به دریا تاثیر مهمی در آب و هوای مناطق مختلف دارد ، علت این امر نتیجه تفاوتی است که آب و خشکی باری اخذ از حرارت خود نشان می دهد ، زیرا زمین زود حرارت را گرفته و زود از دست می دهد . در قاره اروپا ، دریا ها در تمام جهات دیده می شود ، به همین ملاحضه است که اروپا را شبه جزیره ای از آسیا دانسته اند . زمستان اروپای غربی ، خیلی ملا یمتر از آمریکا ی شرقی و آسیا شرقی است . اگر به نقشه آب و هوای اروپا دقت کنیم در معرض چهار نوع آب و هوا قرار می کیرد که عبارتند از : 1- در شمال غربی ، فشار کم ایسلند. 2- در جنوب غربی ، فشار کم آهور. 3- در مشرق ، فشار زیاد سیبری. 4- در جنوب شرقی اروپا ،فشار کم جنوب غربی آسیا. اروپا نه دارای آب و هوای مناطق گرم استوائی و نه دارای سرماهای شدید سیبری و آلاسکاست. þ و هم چنین با شرایط مساعد اروپا از نظر رطوبت ، و ملا یمت ، اعتدال آب و هوا و پوشش گیاهی آن نیز حالات خاصی دارد که منطبق با مشخصات اقلیمی آن است . آّ در تمامی نواحی اروپا یافت می شود . در همین ناحیه از اروپا بیابان مانند سایر قلره ها دیده نمی شود . درجه حرارت اروپا در فصل تابستان کاملا مساعد برای رشد و نمو نباتات است . اروپا محصور است بین خطوط هم دما از صفر تا 18 درجه و پوشش گیاهی تا عرضهای خیلی زیاد تر از سایر قاره ها مشاهده می گردد . þ و اما دو اقیانوس جهان در دو سمت قاره اروپا واقع شده اند : یکی از این دو اوقیانوس اطلس است که در سمت غرب اروپا واقع شده است و دیگری اوقیانوس منجمد شمالی است که در قسمت شمال این قاره وجود دارد. þ و اکثر دریا هایی که در قاره اروپا واقع شده اند ، در شماردریا های کناری هستند و از اقیانوس اطلس و اقیانوس منجمد شمالی منشعب می شوند . مهمترین دریا های قاره اروپا عبارتند از : 1- دریا سیاه ، در مشرق شبه جزیره بالکان 2- دریای آزوف، در شمال دریا سیاه -3 دریای مرمره ، در جنوب دریای سیاه 4- دریا اژه ، در مشرق کشور یونان 5- دریای یونانی یا ایونیان ، در مغرب یونان 6- دریای آدریاتیک ، در مشرق ایتالیا 7- دریای تیرنین ، در مغرب ایتالیا 8- دریای مدیترانه ، در جنوب دریاهای فوق 9- دریای ایرلند یا ایربش ، در مشرق ایرلند 10- دریای مانش ، در مغرب قاره اروپا . þ و دریاچه های معروف قاره اروپا عبارتند از : 1- اونگا در روسیه 2- لادوگا در روسیه 3- پیپوس در روسیه 4- ونرن در سوئد -5 وترن در سوئد 6- مه لار در سوئد 7-کنتانس در سویس 8- ژ نو در سویس 9-لیمانی در سویس 10-مازوری در ایتالیا 11-کومو در ایتالیا 12- گادا در ایتالیا 13-دیناری در فنلاند 14-مریتز در آلمان شمالی 15-اولو در فنلاند 16- پیلنر در فنلاند 17-نیگ در ایرلند 18- ارن در ایرلند 19- ری در ایرلند 20-لادو گا در روسیه. þ مهمترین خلیج های قاره اروپا : الف- بریستول در جنوب غربی بریتانیای کبیر ب-لیورپول در مغرب انگلستان پ- مورای در شمال اسکاتلند ت- خلیج بوتنی در مشرق سوئد ث- خلیج فنلاند در جنوب فنلاند چ- خلیج زوئیده رزه در شمال هلند ج- خلیج والنسیا در مشرق اسپانیا ح- خلیج تارانتو در ایتالیا خ- خلیج لیون در جنوب شرقی فرانسه ط- خلیج بیسکای در مغرب فرانسه. v رودها در اروپا، رود راین که یکی از این رودها است ،دو شاخه عمده تشکیل می دهد که لک و وال نامیده می شود. بسیاری از رودهای مهم و معتدد اروپا از کوهستانها و تپه زارها سر جشمه می گیرد. اغلب رودهای که شریانهای مهم حمل و نقل را تشکیل می دهد وارد دریا های می شوند که در شمال و مغرب اروپا قرار گرفته اند. از جمله مهمترین رود های این دسته می توان (راین، شلت، سن، تمس، مرسی ، کلاید ، ویسر ، الب ، ویستول را نام برد . ) مهمترین راه آبی اروپا رود راین است که با شعبات و کانالهای خود از لحاظ اهمیت اقتصادی فقط با دریاچه بزرگ لوران در شمال آمریکا قابل مقایسه است. 2- جغرافیای انسانی 1-2 سوابق و مشخصات جغرافی انسانی اروپا؟ مرکز قدیم تمدن اروپا در مدیترانه بود و تمدن مردمی به شمار می رفت که در سواحل این دریا زیست می کردند . اقوام، تمدن یونان را در سراسر مدیترانه توسعه دادند و شروع به توسعه و ایجاد مستعمره نمودند. þ گرچه اروپا کوچکترین ناحیه از مناطق عمده جهان است ، ولی از حیث جمعیت دومین منطقه بزرگ محسوب می شود زیرا فقط مشرق زمین است که از این جهت بر آن برتری دارد. در فضائی که تقریبا دو سوم ایلات متحده آمریکاست ، در حدود بیش از 900 میلیون نفر مردمی زندگی می کنند کهد بسیاری از آنان در امور صنعتی ، کشاورزی و سایر شوون اقتصادی مهارت دارند علی رغم واژگونیهای چندین دهسال اخیر ، این جماعات کثیر مردم که مدتها مدید به رهبری سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی معتاد بوده اند ، هنوز باید عوامل مهمی در امور جهان به شمار روند . تنها کشورهای اروپایی که ترکم جمعیت شان از 53 میلیون نفر در مایل مربع کمتر است ، عبارتند از :سوئد ، فنلاند ، نروژ ، ایسلند ، و کشور کوچک (آندورا) در جبال پیرنه. þ واما در اروپا در عهد سنگهای تراشیده و نتراشیده ، انواع مختلف جمجمه انسانی که متعلق به نژادهای مختلف بوده دیده شده است . انسانهای عهد چهارم در داخل غارها و یا در سواحل رودخانه ها زندگی می کردند و دارای آلات ابزاری از سنهگهای تراشیده بودند . به طور کلی نژاد اروپا به دو قسمت تقسیم می شود : 1- سفید پوستان سفید پوستان جمعیت زیادی را در اروپا تشکیل می دهند و نژ اد سفید دارای دو نوع مختلف به نامهای گندم گون و خرمایی می باشند . 2- زرد پوستان نژاد زرد دارای تیرهای مختلف می باشد و در جلگه های شرقی در اطراف اورال شمالی زندگی منمایند، مانند ساموئید که دارای قد کوتاه و لب کلفت و صورت پهن هستند . þ در مورد زبان و تقسیمات آن در اروپا ، مطالعات زیادی به عمل آمده و به دو قسمت اصلی تقسیم گردیده است :
1- زبانهای هند و اروپایی. جمعیت کثیری به زبانهای هند و اروپایی تکلم منمایند و به سه دسته تقسیم می شوند : الف) زبان رومن ها ب) زبان ژرمن ها ج) زبان اسلاو. 2- زبان اورال و آلتایی. زبان اورال و آلتایی متعلق به نژاد زرد مانند ترکها و مالاگیارهای هنگری و لحجه های محلی فینو آها در فنلاند و لاین ها و ساموئید می باشد. þ و اما دین در اروپا ، هنوز هم به صورت بت پرستی دیده می شود . لاپن ها و ساموئید ها ، بت پرست می باشند . ولی اغلب اهالی اروپا یکتا پرستا هستند . یهودی ها در اروپا خیلی کم دیده می شوند . اسلام نیز فقط در بالکان و اورال نفوذ دارد بقیه جمعیت اروپا مسیحی می باشند که به سه مذهب اصلی تقسیم می شوند. 1- کاتولیک ها کاتولیک ها در جنوب غربی اروپا ، مانند پرتغال ، اسپانیا ، ایرلند ، فرانسه ، ایتالیا ، اتریش ، و پولنی ساکن می باشند. 2- پروتستان ها پروتستان ها ، در اسکاندیناویا ، انگلستان ، هلند ،إ آلمان شمالی و جلگه های سوئس و هنگری دیده می شوند . 3- ارتدکس ارتدکس ها نیز ، در روسیه و شبه جزیره بالکان به سر می برند . 3-جغرافیای اقتصادی 1-3 تحولات و عوامل جغرافیای اقتصادی در اروپا ؟ در انگلستان طبقه متوسط به کارکنان ، سازمانهای تجاری ، بانکها ، کارمندان دولت ، دانشگاها ، و مستخدمین و غیره اطلاق می شود. همه این افراد ، طالب حفظ موقعیت و مشتاق رفاه مادی و حفظ آداب و رسوم خود می باشد . و اما در فاصله دو جنگ جهانی تقریبا 000/000/3 میایون خانه در انگلستان ساخته شد . þ در اروپا که از قدیم سابقه کشاورزی داشته . در بیش از یک سوم خاکش کشاورزی نمی شود . در انگلستان از 40 &50 سال قبل به توسعه مالکیت های کوچک و متوسط دهقانی پرداخته اند ، بدین معنی که زمین داران بزرگ بر اثر کمی درآمد ، قسمتی از املاک خود را به دهقانهایی که به آنها کمک می کردند ، فروختند . þ عوامل پیشرفت در انگلستان زائیده عوامل مختلف است ، اولا از نیمه دوم قرن 19 به علت توسعه کشاورزی در ممالک دیگر مخصمصا استرالیا و آمریکای جنوبی قیمت فراوردهای کشاورزی تنزل یافت و به علت ورود مواد غذایی و فروش آن به قیمت ارزان کشورهایی که در تهیه محصولات کشاورزی مشکلاتی داشتند و زمینه آمادگی صنعتی شدن را پیدا کرده بودند ، به سوی اقتصاد صنعتی روی آوردند . و بحران انگلستان در فاصله دو جنگ جهانی ضربه شدیدی بر پیکر اقتصاد صنعتی آن وارد آورد . þ در بین واردات مواد غذایی مهم اروپا ، ذرت ، چربی ها ، روغن حیوانی و نباتی ، گوشت سرد شده و یخ زده ، نیشکر ، کاکائو ، چای ، قهوه ، توتون را می توان نام برد . اروپا مقادیر زیادی از مواد الیافی (بیشتر پنبه و پشم) و لاستیک طبیعی وارد می کند . و هم چنین اروپا دارای شبکه مجهزی از خطوط آهن ، راهای آبی ، شاهراهای زمینی و راهای هوایی است که وسیله حمل و نقل مقدار بسیار متنعابعی بار و تعداد زیادی مسافر را فراهم می سازد .
منبع:
http://www.fugs.blogfa.com/post-13.aspxhttp://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%BE%D8%A7 |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهاردهم مهر 1389ساعت 22:29 توسط عذرا میر |
|
|
نگاهي کوتاه به شهرستان نکا : شهرستان نكا در 33 كيلومتري جنوب باختري بهشهر، در مسير راه اصلي ساري – گرگان قرار دارد و رود نكا از ميان مركزاين شهرستان گذشته و سرانجام به درياي مازندران مي ريزد. منطقهاي كه امروزه نكا ناميده ميشود طي 70 سال اخير ازتوسعه محله يا روستاي «تاريخ محله» جنب پلي بر روي رودخانه نكا، به وجود آمده است. نكا در منطقهاي كاملا دشتي قرار دارد و آب و هواي آن معتدل و مرطوب است. مجسمه و ظروف چوبي، حصيربافي، سفال و دست بافت ها از مهم ترين صنايع دستي نکا به شمار ميآيند. تالاب لپو – پلنگان در خاور نيروگاه نكا، جنگلهاي نكا در داخل نكا، درياچه استخرپشت در ميان دره رودخانه زارم مسيرنكا و سواحل زاغمرز در مسير زاغمرز – نكا ، از معروفترين مناطق شهرستان نكا به شمار مي آيند.
تالاب لپو – پلنگان در خاورنيروگاه نكا، جنگل هاي نكا در داخل نكا، درياچه استخرپشت در ميان دره رودخانه زارم مسيرنكا و سواحل زاغمرز در مسير زاغمرز – نكا از معرفترين مناطق شهرستان نكا به شمار مي آيند.
کشاورزي و دام داري كشاورزي، باغ داري و دام داري اساس اقتصاد مردم اين منطقه را تشكيلميدهد. آب كشاورزي شهرستاننکا از رودخانهها تأمين مي شود و محصولات عمده آن گندم، جو، پنبه، آفتابگردان، برنج، سويا و تره بارهستند. گندم، پنبه، برنج، آفتاب گردان، سويا، توليدات چوبي، سيمان و آجر صادرات شهرستان نکا را تشکيل مي دهند.
پراکندگي جهاني جمعيت توزيع جغرافياي جمعيت جهان: جمعيت جهان در سال 1990 به 2/5 ميليارد نفر بالغ گشته که در بيش از 136 ميليون کيلومتر مربع از مساحت خشکيهاي کره زمين (بجز قاره قطب جنوب) پراکنده اند. توزيع قاره اي جمعيت مذکور بصورت ناهماهنگ و به شرح زير مي باشد.
اروپا و آسيا مجموعاً 5/73 درصد از جمعيت جهان را در بر مي گيرند، ويا به عبارت ديگر آسيا به تنهائي 5/3 جمعيت جهان را در خود جاي داده است. جمعيت آمريکاي لاتين و آمريکاي شمالي روي هم فقط 6/13 درصد از کل جمعيت جهان را شامل مي گردد. جمعيت آفريقا با رشد بسيار سريع خوددر سال 1993 از اروپا پيشي گرفته است.ولي به علت وسعت زياد آفريقا تراکم نسبي جمعيت در آن قاره هنوز از حد نصاب تراکم جهان پاين تر است. پراکندگي جمعيت بر مبناي عرض جغرافيايي که از مباحث عمده جغرافياي جمعيت مي باشد بسيار متنوع است. توزيع جمعيت در دو نيمکره زمين بسيار نا متوازن مي باشد، زيرا که کمتر از 10 درصد از جمعيت جهان در نيمکره جنوبي زندگي مي کنند و حال اينکه 90درصد ار جمعيت جهان در نيمکره شمالي ساکن هستند. درنيمکره شمالي جمعيت بصورت بسيار ناهمگوني توزيع شده بدين قرار که حدود 20 درصد از جمعيت جهان بين خط استوا و عرض 20 درجه شمالي، حدود 50 درصد بين مدارات 20 تا 40 درجه شمالي ، 20 درصد بين 40 تا 60 درجه عرض شمالي و کمتر از 5/0 درصد از جمعيت جهان در بالاي مدار 60 درجه عرض شمال استقرار يافته اند .
تعريف و موضوع جغرافياي جمعيت: در قلمرو جغرافياي توصيفي ،جغرافياي جمعيت، گروههاي انساني را از لحاظ توزيع، پراکنش،حرکت و اثري که در محيط خود مي گذارند مورد مطالعه قرار مي دهد. اما در بستر جغرافياي نوين،توصيف ساده توزيع جمعيت ها مقدمه کار جغرافيدان است و در مرحله بعد تشريح و تبيين مسائل جغرافياي مطرح مي شود و جغرافيدان به چگونگي و چراي ترکيب پديده هاي جغرافياي و نتايج حاصل از اين ترکيب ها مي انديشد. جغرافياي جمعيت توجه خاص به نقش موثر محيطهاي طبيعي گوناگون و عوامل جمعيتي چون توزيع، ترکيب، مهاجرت و رشد جمعيتهاي انساني دارد. بنابراين دانشمندان جغرافياي جمعيت جنبه هاي ثابت و متغير محيطهاي مختلف کره زمين را در با رابطه با انسانها در دوره هاي مختلف مورد برسي قرار ميدهند. در اين ميان تاکيد ويژه اي بر اثرات محيط طبيعي و جغرافياي شده است و همين مسئله منجر به تمايز علم جغرافياي جمعيت از جميت شناسي مي شود . علم جمعيت شناسي ،جمعيت هاي بشري را به عنوان يک موضوع واحدبدون در نظر گرفتن رابطه انسان با محيطي که اشغال کرده مورد توجه قرار مي دهند.
چگونگي و کيفيت اطلاعات جمعيتي ناهماهنگي اطلاعات جمعيتي نيز از مطالب زير نتيجه مي شود : به طور کلي ، پژوهشگران مسائل جمعيتي به دو جنبه عمده توجه دارند : سر شماري : نخستين سرشماري کامل در ايالات متحده در سال 1790 صورت گرفت. ايران در نوامبر 1956 (1335 شمسي) براي نخستين بار اقدام به سرشماري سرتاسري نمود انجام يک سرشماري از نظر جمعيت شناسان يعني : (انجام کليه عمليات جمع آوري ، تنظيم و انتشار اطلاعات جمعيتي مربوط ،در يک زمان معين در مورد همه افراد ساکن در يک قلمرو خاص ثبت وقايع اساسي: معمولا جمع آوري اطلاعات مربوط به مواليد و مرگ و مير که از طريق سرشماري بدست آمده از آن جهت که بصورت پيگير و مداوم جريان نداشته و نيز بدليل آنکه پاسخهاي افراد به پرسشنامه ها دقيق نميباشد ، چندان رضايت بخش نيست . اما ثبت احوال شخصي شامل ثبت مداوم ،اجباري و قانوني مسائلي نظير مواليد ، مرگ و مير ها ،طلاق ، ازدواجها ، جداييها و فرزند خواندگيها از دقت بيشتري برخوردار است ثبت مهاجرتها: کيفيت اطلاعات مربوط به مهاجرت معمولا ضعيف تر از اطلاعاتي است که در مورد ترکيب و رشد جمعيت بدست مي آيد .دلائل اين موضوع متفاوت است . مهاجرت به اشکال گوناگوني صورت مي پذيرد که بسادگي نمي توان مشخص وطبقه بندي نمود .آمار مهاجرتهاي بين المللي تنها در مورد تعداد معدودي از کشورها در دسترس است بعلاوه ، همين آمارها نيز غير قابل اعتماد بوده و فاقد خصوصيات يک آمار تطبيقي هستند . ساير منابع اطلاعاتي: آنچه در طي مباحث گذشته ذکر شد فقط به منابع عمده کسب اطلاعات جمعيتي اشاره داشت اما در برخي از کشورها براي کسب اطلاعات جمعيتي روش هاي فرعي ديگري نيز وجود دارد مثلا ثبت نام هاي عمومي ،گزارشات وزارت بهداري، دفتر ثبت احوال افراد ناتوان در وزارت کار ،نشريه ماهانه آمار، مراکز ثبت نام انتخابات، وبسياري از منابع ديگر همگي براي مطالعات مشروح جمعيت بکار گرفته مي شود پراکندگي جهاني جمعيت توزيع جغرافياي جمعيت جهان: جمعيت جهان در سال 1990 به 2/5 ميليارد نفر بالغ گشته که در بيش از 136 ميليون کيلومتر مربع از مساحت خشکيهاي کره زمين (بجز قاره قطب جنوب) پراکنده اند. توزيع قاره اي جمعيت مذکور بصورت ناهماهنگ و به شرح زير مي باشد. اروپا و آسيا مجموعاً 5/73 درصد از جمعيت جهان را در بر مي گيرند، ويا به عبارت ديگر آسيا به تنهائي 5/3 جمعيت جهان را در خود جاي داده است. جمعيت آمريکاي لاتين و آمريکاي شمالي روي هم فقط 6/13 درصد از کل جمعيت جهان را شامل مي گردد. جمعيت آفريقا با رشد بسيار سريع خوددر سال 1993 از اروپا پيشي گرفته است.ولي به علت وسعت زياد آفريقا تراکم نسبي جمعيت در آن قاره هنوز از حد نصاب تراکم جهان پاين تر است. عوامل جغرافيايي موثر در پراکندگي جمعيت: در مطالعه پراکندگي جمعيت، اثرات عوامل بسياري همچون مسائل اجتماعي، طبيعي،اقتصادي، سياسي وتاريخي بايد مورد توجه قرار گيرند. وظيفه جغرافيدان آشکار ساختن تاثيرات اين عوامل نه تنها در يک زمان معين، بلکه بصورتي مداوم مي باشد.نقشه پراکندگي جمعيت همواره در حال تغيير است وعلت ومعلول در زمان و مکانهاي مختلف فرق مي کند. در اين کتاب انسان بيشتر بصورت گروهي مورد توجه است تا انفرادي. به طور کلي عوامل جغرافيايي موثر در توزيع جمعيت را مي توان تحت عناوين زير بيان نمود.
نحوه کاهش جمعيت با فاصله گرفتن از اقيانوسها پراکنش قاره اي جمعيت: نواحي فصل مشترک قارها و اقيانوسها،به طور کلي مراکز اصلي تراکم جمعيت را بر گرفته اند و در عوض قسمتهاي داخلي عموماً جمعيتي پراکنده دارند. سه چهارم جمعيت جهان در نواري بفاصله 1000 کيلومتري ازاقيانوسها و دو سوم جمعيت جهان در محدوده به عرض 500 کيلومتر يا کمتر پيرامون اقيانوسها و درياها زندگي مي کنند. و مي توان ادعا کرد که مناطق ساحلي، جوامع انساني را به طرف خود جذب کرده است وبر عکس نواحي مراکز قاره اي عاملي براي تفرق جمعيت بوه است. در اينجا بايد اشاره کرد که عواملي نظير آب هواي معتدل سواحل وامکانات بازرگاني بصورتي عمده در اين تمرکز انساني دخالت داشته اند .موقعيت جغرافيايي ،شکل و اندازه قارها،مخصوصاًدر عرصهاي جغرافيايي نقش حساسي در پراکندگي چمعيت ايفا مي نمايند .گستردگي عظيم خشکيها در عرضهاي بالاي نيمکره شمالي وعدم تاثير اقليم دريايي در اين مناطق يکي از عوامل موثر در پراکندگي جمعيت در اين نواحي مي باشد .وسعت قاره ها در عرضهاي بلند نيمکره جنوبي همين مسأله را در آن سوي کره زمين پديد آورده است. پراکندگي عمودي جمعيت با برسي جهاني پراکندگي عمودي جمعيت در مي يابيم که تعداد و تراکم جمعيت با افزايش ارتفاع کاهش مي يابد.اين پديده يک مشکل اساسي در بهره برداري از مناطق مرتفع جغرافياي و عدم سازش و انطباق انسانها با چنين محيطهايي مي باشد. ظاهراً 2/56 درصد از جمعيت جهان در ارتفاعي بين صفر تا 200 متر زندگي ميکنند. واين فضا فقط 8/27 درصد کل سطح خشکيها را تشکيل ميدهد. کاهش زياد فشار جو و در نتيجه کمي اکسيژن که ارتفاعات زياد حادث ميشود براي زيست بشر خطرناک مي باشد. بنابراين عامل ارتفاع خود بتنهايي يک حد نهايي طبيعي براي سکونت انسانها بوجود مي آورد.
جمعيت و ناهمواريها: دامنه هاي پر شيب،ناهمواريها و پستي وبلنديها هر يک در محدود ساختن فعاليت انسانها ،از قبيل سکونت،کشت و برداشت از زمين نقش مهمي دارند. و بسياري از کوهستانها، به طوري آرام و آهسته در کشورهاي پيشرفته و در حال توسعه اکنون شاهد کاهش تدريجي جمعيت خود مي باشند و اين بدليل تغييرات عظيم در ساختمان اقتصادي و ايجاد امنيت در جلگه ها مي باشد نواحي پايکوهي (piedmont areas) يعني مناطق حد فاصل بين دو محيط متفاوت کوه و جلگه مي باشد. اين نواحي اغلب از مراکز تراکم جمعيت بحساب مي آيند.در مناطق خشک مثل ايران نواحي پايکوهي از امتيازات بيشتري نسبت به دشت و کوهستان بر خوردار مي باشند،و شايد بهمين جهت است که بيشتر شهرهاي بزرگ ايران در نواحي پايکوهي رشد وتوسعه يافته اند تا شهرهائي که در نواحي جلگه و يا مناطق کوهستاني استقرار دارند
نمائي از تجمع جمعيت در دامنه ها
تأثير آب و هوا در توزيع جمعيت تاثير اقليم بر توزيع جمعيت بصورتي شديد پذيرفته شده است،آب و هوا نه تنها مستثيماً بر ارگانيسم انساني اثر مي گذارد بلکه بطور غير مستقيم از طريق تاثير برخاک نباتات و کشاورزي و حيوانات در پراکندگي اجتماعات بشري نيز موثر واقع ميشود. تعريف شرايط مساعد اقليمي کار بس مشگل مي باشد و اين بدليل تنوعات بسيار اقليمي، تاثير شرايط مساعد بر روشهاي مختلف زندگي و انواع حرفه ها و توانايي روز افزون بشر در ايجاد مصنوعي مناطق کوچک اقليمي،نظير استفاده از دستگاههاي حرارت مرکزي و خنک کننده ها ميباشد به طور کلي مي توان گفت با اينکه تمرکز جمعيتي صد در صد مبتني بر شرايط آب و هواي مناسب نيست،معهذا شرايط حاد اقليمي يکي از عوامل کاهش جمعيت بشمار مي آيد. اقليمهاي سرد براي سکونت انسانها نامناسب مي باشند عرضهاي بلند شمالي بيش از 10 /1 کل مساحت خشکيها را در بر مي گيرند در حاليکه فقط کمتر از نيم درصد از جمعيت جهاني را در خود جاي داده اند و در حدود 6/16 ميليون کيلومتر مربع از سطح خشکيهاي کره زمين سردتر از حديست که گياهان بتوانند در آن رشد نمايند . ساير عوامل دفع کننده جمعيتي در مناطق شمالي عبارتند از شبهاي طولاني قطبي و کمي دريافت نور و انرژي خورشيدي و تابستانهاي کوتاه که معمولاًموجب ناراحتيهاي جسماني شده و همچنين باروري انسان را تحت تاثير قرار مي دهد. حرارت زياد به تنهاي مانع اسکان جمعيت نيست،ولي اين عامل در ترکيب با بارندگي کم و نا منظم موجب زايل گشتن شرايط سکونتي مي گردد. صحراه ا که يک پنجم از سطح کره زمين را در بر مي گيرد. فقط پنج درصد جمعيت کل جهان را در خود جاي داده اند به طور کلي در بسياري از نقاط دنيا شواهد بسياري از تاثير شگرف پديده هاي اب وهوايي بر نحوه توزيع انسانها وجود دارد، و يا بعبارت ديگر نقش اقليم در توزيع جمعيت يکي از عوامل مهم جغرافيايي است نمي توان ناديده گرفت.
جمعيت و انواع خاک: همچون بسياري ديگر از عوامل محيط طبيعي ، نقش خاکها نيز در پراکندگي انسانها غير قابل ترديد است. خاکهاي رسوبي و حاصلخيز دلتا هاي جنوب شرقي آسيا و نيل قادر به تغذيه جمعيت متراکمي از کشاورزان ميباشد همچنين خاکهاي نواحي استپي و خاکهاي جنگل هاي قهوهاي رنگ نيز قابليت واستعداد فراواني براي کشاورز ي و در نتيجه اسکان جمعيت را دارد. فرسايش خاک نيز همچون حاصلخيزي آن در پراکندگي انسانها اثر دارد. و موجب کاهش جمعيت مي شود.
عوامل زيستي: پراکندگي جمعيت رابطه نزديکي با توزيع انواع گياهان و حيوانات بزرگ و کوچک نشان مي دهد. جنگلها،علفزارها ،باطلاقها،صحاري، مناطقي با پوشش کم گياهي هر يک در رابطه با وسعت،شرايط محيط طبيعي، وفور گياهي، خصوصيات،مردم،تکنولوژي و روشهاي زندگي مردم بومي به نوبه خود به تمرکز يا تفرق جمعيت کمک مي کنند. گياه و حيوان در برسي تاثير گذاري بر جمعيت بشري دو عامل جدا نشدني هستند،و اين ترکيب عوامل زيستي فشار زيادي بر نحوه زيست آدمي اعمال مي نمايد.
منبع:
www.tebyan.net http://www.ngdir.ir/GeoportalInfo/PSubjectInfoDetail.asp?PID=438&index=0 http://www.ngdir.ir/GeoportalInfo/PSubjectInfoDetail.asp?PID=438&index=1 http://www.ngdir.ir/GeoportalInfo/PSubjectInfoDetail.asp?PID=438&index=2 http://www.ngdir.ir/GeoportalInfo/PSubjectInfoDetail.asp?PID=438&index=4 http://www.ngdir.ir/GeoportalInfo/PSubjectInfoDetail.asp?PID=438&index=5 http://www.ngdir.ir/GeoportalInfo/PSubjectInfoDetail.asp?PID=438&index=6 http://www.ngdir.ir/GeoportalInfo/PSubjectInfoDetail.asp?PID=438&index=7 http://www.ngdir.ir/GeoportalInfo/PSubjectInfoDetail.asp?PID=438&index=8 http://www.ngdir.ir/GeoportalInfo/PSubjectInfoDetail.asp?PID=438&index=9 http://www.climate-change.ir/fa/concept/ http://www.aa-mahmoodian.com/Papers/Environment_pollution_forest.htm http://www.ataland.com/Pages/City/IranCityInfo.aspx?id=82 |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهاردهم مهر 1389ساعت 22:26 توسط عذرا میر |
|
|
نام مازندران ریشه نام مازندران مشخص نیست. کسانی حدسهایی در این مورد میزنند که برخی از این حدسها را در زیر میخوانیم: مازندر نام یکی از دیوانی است که در اوستا به آن اشاره شده. گویا هنگامی که آریائی ها به فلات ایران می آیند می خواهند بر تمام اقوام بومی فلات ایران چیره شوند. اما در این میان دلیری اقوام شمال ایران از طرفی و صعب العبور بودن رشته کوه البرز که همچون دژی استوار از شمال ایران محافظت می کند مانع تسلط اقوام آریائی بر این منطقه می شود . بنابراین در اوستا همواره از این اقوام مازندر(مازندران) و ورنه(گیلان) به عنوان دیوانی بدسگال یاد شده است. همانطور که در شاهنامه آمده تا پیش از منوچهر هیچ پادشاهی خیال حمله به مازندران را را نداشته منوچهر نیز در حمله به مازندران شکست می خورد. رستم نیز در هفت خان خود با دیوان مازندران می جنگد. محل رخداد بسیاری از داستان های اساطیری شاهنامه در مازندران است . برخی ریشه نام مازندران را آمیختهای از ماز به معنی بزرگ و نیز میانه ، ایندیرا و ان پس وند مکان دانستهاند و در نتیجه عبارت «مازیندیران» را به معنی جایگاه دیو بزرگ ، ایندیرا میدانند. گواه آن را هم شاهنامه دانستهاند که در آن از مازندران به عنوان جایگاه دیو سفید نام بردهاست و نیز ایندیرا را کوهی دانستهاست در میانه این سرزمین. بر پایه همین موضوع ملک الشعراء بهار بیت زیر را سرودهاست: ای دیو سپید پای در بند ای گنبد گیتی ای دماوند برخی نام مازندران را به شکل ماز + اندر + آن میدانند . ماز در زبان مازندرانی به زنبورعسل گفته میشود و کسانی که این ریشه یابی را پذیرفتهاند معنای مازندران را «جایی که زنبورعسل در آن هست» میدانند . عدهای نیز به این دلیل که سابقا این سرزمین مملو از گوزن بوده و مازن نیز به معنای گوزن بوده و از طرفی دران را نیز به معنای درندگان میباشد اینطور استنباط کردهاند که دران به معنای درنده کنایه از ببر مازندران است وچون این سرزمین در گذشته مملو گوزن و ببر بوده مردم آن سرزمین را به این نام خواندند مازندران کنونی در درازای تاریخ، شاهد وقایع و اتفاقات فراوان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی بودهاست. در اهمیت سرگذشت وقایع تاریخی این استان، کافی است که گفته شود هیچ یک از مناطق ایران به اندازه این خطّه، شاهد رویدادهای تاریخی نبودهاست. به همین سبب است که نویسندگان و مورخان ایرانی و خارجی، فراز و نشیبهای تاریخی این سرزمین را در کتابهایی به رشته تحریر در آوردهاند. از آثار نویسندگان روسی درباره مازندران، تاریخ مازندران و استرآباد تالیف رابینو، و از آثار نویسندگان مازندرانی، تاریخ طبرستان و رویان و مازندران تالیف میر ظهیرالدین مرعشی، و از آثار نویسندگان ایرانی، تاریخ تبرستان به کوشش اردشیر برزگر (ترک اصل مقیم مازندران) و مازندران از قدیمترین ایام تا به امروز، نوشته دکتر محمد مشکور را میتوان نام برد. اما این که نام مازندران از چه زمانی در این خطّه متداول شد اختلاف نظر وجود دارد. بعضی از مورخان معتقدند از زمان ابن اسفندیار و یاقوت، بجای هیرکانیا کلمه مازندران بکار برده شدهاست عدهای هم تاریخ استعمال کلمه مازندران را از قرن چهارم هجری قمری به بعد میدانند. ابنیه تاریخی منطقه شورچال گلوگاه این منطقه از ابنیه مسکونی قرون اول و دوم اسلامی بوده و آثار باستانی فراوانی در دل تپههای آن جای گرفتهاند که متأسفانه بخش قابل توجهی، توسط حفاران غیرمجاز، از دل خاک خارج شده و از موزههای خارجی، سر در آوردهاست که نیازمند استقرار یگان حفاظت میراث فرهنگی است.زمینهای آن متعلق به ساکنان کوپچی محله گلوگاه بوده و در فاصله کمی از ساحل دریا قرار گرفتهاست و مکانی سرسبز و بسیار دیدنی است که نیازمند سرمایه گذاری و توجه بیشتر است. امامزاده عباس در حاشیه شمالی ورودی شرقی شهر ساری واقع شده و از نظر شیوه معماری، گنبد هرمی شکل و صندوق چوبی نفیس، یکی از بناهای معروغ استان مازندران است. تاریخ ساخت آن ۸۹۷ هجری قمری است و سه امامزاده بنامهای عباس ؤ محمد و حسن در آن مدفون میباشند.این بنا در منطقه ای به نام ازادگله واقع شده است. قلعه لاجیم در سوادکوه در جنوب شرقی زیراب در شرق جاده سواد کوه به قائمشهر در منطقهای جنگلی و در کنار روستای لاجیم قرار دارد. این اثر معماری ارزشمند متعلق به قرن پنجم هجری است. آندره گدار باستانشناس فرانسوی که در سال ۱۹۳۳ میلادی به بازدید برج لاجیم آمده مینویسد: در داخل این حصار چند تل است که نشان میدهد این قلعه در واقع شهر مستحکمی است این محل که در قلب جنگل انبوه و دور هنگامه شهرها واقع شدهاست. مسلماً قرارگاه مهم یکی از سرکشان یا پناهگاه استوار یکی از پادشاهان مخلوع بودهاست که به امید بازگشت وقت مساعد در آنجا بدور از آسیب خصم در امان میداشتهاست. شخصیت مدفون در برج (کیا ابوالخوارس شهریار) از خاندان باوندیان بوده که در فاصله سقوط سلسله باوندیان اول و به قدرت رسیدن مجدد خاندان آل باوند پس از اشغال ناحیه آمل به دست قابوس وشمگیر به منطقه کوهستانی لاجیم پناه بردهاست. چشمه عمارت بهشهر این بنا متعلق به دوره صفویهاست که در دو طبقه احداث گردیده و در حال حاضر طبقه همکف و جزری از طبقه دوم باقی ماندهاست در وسط عمارتِ همکف مظهر چشمه قرار دارد که آب آن از چهار سمت توسط جویهایی از داخل بنا به خارج آن سرازیر و وارد حوضها و جویهای اطراف آن گردیده و بهوسیله نهرهای اصلی به خارج از باغ هدایت میشدهاست .
برج آرامگاهی امامزاده طاهر مطهر کجور این بنای آرامگاهی واقع در روستای هزار خال بخش کجور در شهرستان نوشهر قرار دارد، بنایی است چهار ضلعی با کتیبههای آجری و تزئینات که در سال(۸۲۹) ه ق به دست ملک کیومرث بن بیستون استندار ساخته شدهاست. قلعه ملک بهمن لاریجان این قلعه از قلعههای عظیم البرز است که در جاده هراز بخش لاریجان شهرستان آمل و مشرف به قریه شاهان دشت در ۷۵ کیلومتری جنوب آمل قرار دارد این قلعه متعلق به حکام پادوسبان است که در سال (۴۵ الی ۱۰۰۵) ه ق به رویان نور و کجور و رستمدار حکومت داشتهاند بنای قلعه بر روی صخرهای حدود ۲۲۰ متر بالاتر ازسطح اراضی شاهاندشت از لاشه سنگهای بزرگ و کوچک و ملات گچ ساخته شده که بصورت طبقه طبقه و شامل اتاقها و قسمتهای مختلف ساختمانی است. آرامگاه سه سید میر حیدر آملی این مکان مدفن ابولقاسم پسر ابولحسن الرویانی است که در سده ششم ه ق وفات یافتهاست، در طی قرون هشتم و نهم هجری قمری سه تن از سادات و عرفا در این محل مدفون گردیدند که یکی از آنها علامه میر حیدر آملی است که از متفکران و مشاهیر شیعه بودهاست بانی این مکان سید عزالدین بن سید بهاالدین آملی است. بناهای یادبود تاریخی :1-قلعه بلده ،نور
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهاردهم مهر 1389ساعت 22:25 توسط عذرا میر |
|
|
مقدمه ای بر شهر ، شهرنشینی و معضلات زندگی شهری
http://www.fasleno.com/archives/000642.php |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهاردهم مهر 1389ساعت 22:23 توسط عذرا میر |
|
|
عوامل طبیعی در توسعه شهر نشینی يکي از موارد مهم فرايند شهرنشيني در ايران، گسترش سريع فيزيکي شهرهاي آن است. با بروز تحولات جديد، شهرها به سرعت تغييرات و دگرگونيهاي را پذيرفتند. اين دگرگونيها به شکل افزايش سريع جمعيت و رشد فيزيکي شهرها به صورتي نا متعادل و ناهماهنگ بوده است. در کشورهاي مختلف جهان در جهت به تعادل رساندن توزيع جمعيت و فعاليتهاي اقتصادي در سطح مناطق، راهکارهايي اتخاذ شده، که يکي از اين راهکارها تقويت شهرهاي ميانه اندام در سطوح کالبدي- فيزيکي، اقتصادي و اجتماعي ميباشد. در حال حاضر يکي از موارد تمام شهرهاي کشور، رشد شهرنشيني و به تبع آن گسترش شاخکهاي خزنده شهري بر اراضي پيراشهري است که پيامدهاي چون حاشيهنشيني، از بين رفتن اراضي کشاورزي، افزايش جمعيت شهرها عدم پاسخگويي برخي از خدمات و کاربريها در شهرها، توزيع نامتناسب و ناسازگاري کاربريها گسستگي بافتهاي فيزيکي، گسترش شهر به جانب نواحي بالقوة خطرناک، مسائل زيست محيطي خصوصاً آلودگي و نابسامانيهاي سيماي شهر بوده است. تحقيق حاضر به دنبال يافتن پاسخ مناسب بر عوامل مؤثر در رشد و توسعه فيزيکي شتابان شهرمهاباد بوده و اينکه توسعه فيزيکي آتي شهر نيز چگونه بايد باشد؟ وسعت شهرمهاباد از يک کيلومتر مربع در سال 1335 به حدود 21 کيلومتر مربع در سال 1381 رسيده است. براين اساس پس از بررسي شناخت بهينه شهر از ابتداي شکلگيري (سال1025 هـ. ق) عوامل مؤثر در رشد و توسعه فيزيکي شهر مهاباد را در قالب عوامل طبيعي، انساني – اجتماعي، اقتصادي، سياسي و عناصر سياستگذاري تحليل نموده و مشخص گرديد که توسعه فيزيکي شهر در چارچوب اين عوامل و براساس ديدگاه سيستمي در امر برنامه ريزي شهري بوده چنانکه هر يک از عوامل فوقالذکر در برههاي از زمان به صورت جداگانه و يا همزمان در رشد و توسعه شهر نقش عمدهاي ايفا کردهاند. تکوين و شکلگيري هسته اوليه شهر بر پايه عوامل طبيعي (رودخانه و ...) و توسعه فيزيکي شتابان شهر در دهههاي اخير ناشي از عناصر سياستگذاري بوده که در ميان عوامل مؤثر در توسعه فيزيکي شهر بيشترين نقش را ايفا کرده است. هدف اين پژوهش، بررسي مباحث نظري- کاربردي مرتبط با انگاره «توسعه فيزيکي شهري پايدار» و سود جستن از آن به عنوان ابزاري در توسعه شهري پويا از ديدگاه مبحث توسعه پايدار و ملاحظات زيست محيطي است. بررسيهاي اين پژوهش نشان ميدهد که ارزش زمين، کيفيت مسکن و ديگر فاکتورهاي اجتماعي – اقتصادي و زيست محيطي اشکال متفاوتي از شهرنشيني پايدار و ناپايدار بوجود آورده است که در منظر محلات و مناطق مختلف شهر مهاباد به وضوح ميتوان مشاهده کرد. از طرف ديگر محدوديتهاو تنگناهاي توسعه فيزيکي در تمام جهات شهر همواره در فرآيند سازماندهي توسعه فضايي-کالبدي شهر تأثير مستقيم داشته است. لذا با بهره بردن توأمان از اصول نوين «توسعه پايدار شهري» و «توسعه پايدار زمين» و درس گرفتن از پيشينههاي معماري و طراحي شهري بومي، که در انطباق با الزامات پايداري زيست محيطي بودهاند مي توان محيط کالبدي-فيزيکي شهر را به سوي انطباق هر چه بيشتر با قرارگاه طبيعياش هدايت کرد. براي انجام اين کار تأکيد بر سياستهاي نوزايي و بازسازي بافتهاي فرسوده شهري به جاي گسترش بيرويه پيراموني ،پرشدن فضاهاي خالي شهر ، انتقال پاردگان و گورستان به خارج از محدوده شهر، استفاده بهينه از کاربريهاي موجودشهر ،جلوگيري از توسعه خطي وافقي بي رويه شهر ، اعمال سياست هاي ارتقاء کيفيت سکونت و توانمندسازي درامرمسکن محلات حاشيه اي شهر توصيه شده است . دما از جمله مهمترین عناصر اقلیمی میباشد که تغییرات آن بر انسان اثرات قابل ملاحظهای میگذارد. ....
دما از جمله مهمترین عناصر اقلیمی میباشد که تغییرات آن بر انسان اثرات قابل ملاحظهای میگذارد. آمار ایستگاههای مطالعاتی نشان میدهد که ماه ژانویه (دی ـ بهمن) به عنوان سردترین ماه و جولای (تیر ـ مرداد) به عنوان گرمترین ماه سال میباشد. دمای هوای ایستگاهها از فروردین تا تیرماه سیر صعودی داشته و بعد به تدریج سیر نزولی پیدا میکند. دراین گستره و کلاً در تهران در تابستان به دلیل تأثیر سیستم فشار زیاد جنب حاره میزان بارندگی کم و ناچیز است و بارندگیهای تابستانی این منطقه اکثراً به دلیل عبور سیستمهای کمفشار دینامیکی (نوع سرد) میباشد که از نواحی شمالی کشور وارد ایران میشود. گاهی عبور جریانهای شمالی از روی شیبهای شمالی سلسله جبال البرز تا خط رأس ارتفاعات توچال کشیده میشود و بارندگیهائی را در شیبهای شمالی این ارتفاعات باعث میشود که تأثیرش در منطقه معکوس و باعث خشکی بیش از حد شود. (نزول هوای خشک بعد از بارندگی). در مواردی نیز جریانات گرم و مرطوب موسمی اقیانوس هند در لایههای زیر جو منطقه (۳-۲ کیلومتری از سطح زمین) تأثیر گذارده و بارندگیهای شدیدی را به دنبال دارد. در زمستان، کلاً فضای کشور مناسب ورود جریانهای کمفشار (مدیترانهای) میشود زیرا سیستم پرفشار به بسوی عرضهای پایین جغرافیایی زیر ۲۰ درجه شمالی خارج میشود و در نتیجه اکثر، بارندگیها از آبان تا اردیبهشت در این فصل اتفاق میافتد. در بهار وجود ناپایداری مکانیکی و حرارتی در تشدید بارندگی مؤثر است. وجود فشار زیاد سیبری در جنوب شرق آسیا باعث انتقال هوای سرد بسوی منطقه میشود و دما به شدت پایین میاید این ریزش هوای سرد در صورت بالا بودن رطوبت نسبی و یا وجود جبهههای مدیترانهای در ارتفاعات باعث ریزش برف و در قسمتهای پایین باعث بارندگی میشود. این گستره که بخشی از تهران بزرگ محسوب میگردد از وضعیت آب و هوایی تهران بزرگ تبعیت میکندآمار نشان میدهد که ۷۷-۷۰ درصد بارندگی در این منطقه در فصل پائیز و زمستان اتفاق میافتد به طوریکه کل ریزش باران در پائیز و زمستان بین ۱۷۳-۱۶۳ میلیمتر میباشد. مقدار کل بارندگی در فصل تابستان نزدیک به ۲ درصد با ۵-۴ میلیمتر بارندگی است که اغلب به صورت رگبار میباشد. طبق آمار تعداد روزهای بارانی در این گستره ۶/۸۰ روز در سال میباشد که ماه اسفند با ۹/۱۱ روز بیشترین تعداد روزهای بارانی را داراست. تقریباً در ۶ ماه از سال درجه حرارت زیر صفر نخواهد رفت و بیشترین روزهای یخبندان در دی ماه از ۱/۲۳- ۷/۱۹ روز میباشد. آمار رطوبت نسبی نشان میدهد که میزان رطوبت نسبی هوا در ماههای آذر، دی، بهمن و اسفند نسبت سایر ماهها بیشتر است به عبارتی خشکترین ماههای سال از فروردین تا آذر و مرطوبترین آن از آذر تا اسفند میباشد. به طور کلی با افزایش ارتفاع از میزان رطوبت کاسته میشود. در دیماه روزانه ۴/۵ ساعت آفتابی و در تیر ماه روزانه ۲۷/۱۱ ساعت آفتابی داریم. متوسط پوشش ابری آسمان در تهران و در حوزه شرق ۴/۲ اُکتا میباشد. حداقل پوشش ابری در سپتامبر (شهریور ماه) با ۶/۰ اُکتا و حداکثر مارس و اپریل (اسفند و فروردین) با ۹/۳ اُکتا است به عبارتی در تهران ودر این منطقه حداکثر آسمان ابری در زمستان با ۵۶/۳ اُکتا و حداقل تابستان با ۸۶/۰ اُکتا. در فصول بهار و پائیز تقریباً میزان آسمان ابری برابر و حدود ۶/۲ و ۷/۲ اُکتا میباشد. میزان ابرناکی و نیز تابش آفتاب هر دو مؤید این مسأله است که این حوزه در اکثر ایام سال دارای آسمان صاف و با مقدار کمی ابر میباشد و همین موضوع در خشکی آب و هوا ی آن بیتأثیر نیست. دادههای مربوط به باد نشان میدهد که سرعت متوسط بادها در تمام طول سال کمتر از ۱۰ نات بوده و حداکثر ۲/۱۱ نات میباشد. به طور کلی ۳۲ درصد ایام سال یعنی حدود ۳/۱ ایام سال هوا ساکن یا آرام است. ۵/۲۴ درصد جهت بادها در ایام سال شرقی، شمالی شرقی و جنوب شرقی میباشند جهت شرقی تنها ۶/۳ درصد را تشکیل میدهد که بسیار کم میباشد. ۳/۵۲ درصد وزش باد جهت غربی، شمال غربی و جنوب غربی دارند یعنی بیش از نصف جهت وزش باد کلاً از سمت غرب میباشد که در این میان ۵/۲۵ درصد آنها صرفاً از غرب میوزد. منطقه از نظر اقلیم به این شکل دسته بندی می شود: ▪ تا ارتفاع ۱۵۰۰ متری اقلیم خشک سرد ▪ از ۱۵۰۰ تا ۱۸۰۰ نیمه خشک سرد ▪ از ۱۸۰۰ تا ۲۱۰۰ نیمه مرطوب سرد ▪ از ۲۱۰۰ به بالا اقلیم ارتفاعات براساس دادههای آمار ایستگاههای هواشناسی دراین گستره ، اقلیم منطقه خشک سرد میباشد.به طور کلی وضعیت آب و هوا و اقلیم تهران واین گستره که منطقهای از تهران بزرگ محسوب میگردد تحت تأثیر جریانهای عبور کننده هوا قرار دارد. منبع: www.aftab.ir |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهاردهم مهر 1389ساعت 22:13 توسط عذرا میر |
|
|
آسیا کهنترین و پهناورترین قاره جهان است که مساحت آن ۴۳،۴ میلیون کیلومتر مربع بوده و جمعیت این قاره حداقل ۳،۳ ملیارد نفر است. بزرگترین و پرشمارترین کشورهای جهان در این قاره اند. آسیا به همراه اروپا خشکی بزرگ اوراسیا را میسازند. این قاره از شمال به اقیانوس منجمد شمالی، از جنوب به اقیانوس هند، از شرق به اقیانوس آرام و از غرب به دریای مدیترانه و بخش میانی روسیه مرزبندی شده است. آسیا را از اروپا کوههای اورال و دریاچههای خزر، سیاه و ازوف جدا مینمایند، مرز بین آسیا و افریقا همانا کانال سوئز بوده، آمریکای شمالی را از آسیا تنگه برینگ جدا میسازد. آسیا در بین دو دریای بزرگ یخ بسته شمال و هند موقعیت دارد. بلندترین قلۀ جهان اورست به ارتفاع ۸٬۸۴۸ متر و گودترین دریاچهای دنیا آمور به عمق ۱٬۶۲۰ متر نیز در قاره آسیا قرار دارند. ۴/۳ قاره آسیا را کوههای بلند و تپهها تشکیل میدهند، بلندترین رشتهکوههای این قاره عبارت اند از هیمالیا، قراقروم، پامیر، تیانشان، هندوکش، قفقاز بزرگ، و التای. همچنین سلسله کوههنسبتاً کمتر در این قاره واقع بوده که مهمترین آنها را رشتهکوههای تبت، ایران، ارمنستان، و آسیای صغیر تشکیل میدهند. قاره آسیا در کنار اروپا می باشد. بیشتر جمعیت آسیا را چین وهند تشکیل می دهد.فلات های اسیا از غرب به شرق عبارتاند از اناتولی ایران تبت و مغولستان ناهمواریهای اسیا 1 فلاتها:شامل فلاتهای بلند با ارتفاع زیاد و فلاتهای کم ارتفاع قدیمی 2 سرزمینهای پهناور و پست جلگه ای در شمال و جنوب اسیا 3 سرزمین های دارای کوه های اتش فشانی''' اطلاعات آماری مساحت: ۴۳،۴ میلیون کیلومتر مربع (همراه جزایر). تعداد کشورهای آسیا: ۴۸ کشور مستقل و همچنان مستعمره پرتغال و انگلیس نیز وجود دارند. ارتفاع متوسط از سطح دریا: ۹۶۰ متر. بلندترین نقطه: اورست ۸٬۸۴۸ متر. گودترین نقطه جهان: دریاچه مرده (بحرالمیت) به عمق ۴۰۵ متر پایینتر از سطح دریا. خاورمیانه منطقهای است که سرزمینهای میان دریای مدیترانه و خلیج فارس را شامل میشود. خاورمیانه بخشی از افریقا-اوراسیا یا به طور خاص آسیا و در بعضی موارد جزو افریقای شمالی شمرده میشود. این ناحیه گروههای فرهنگی و نژادی گوناگونی از قبیل فرهنگهای ایرانی، عربی، بربرها، ترکی، کردی، اسرائیلی و آسوری را در خود جای دادهاست. زبانهای اصلی این منطقه عبارت است از فارسی، عربی، ترکی، کردی، عبری و آسوری. بسیاری از تعریفهای «خاورمیانه» - چه در کتابهای مرجع و چه در اصطلاح عامیانه - آن را ناحیهای در جنوب غربی آسیا و دربرگیرندهٔ کشورهای بین ایران و مصر معرفی میکنند. با اینکه بخش بیشتر کشور مصر (به جز صحرای سینا) در افریقای شمالی واقع شده ولی آن را جزو «خاور میانه» میدانند. کشورهای شمال افریقا از قبیل لیبی، تونس و مراکش بر خلاف خاورمیانه، در رسانههای عمومی کشورهای افریقای شمالی خوانده میشوند.
منطقهٔ جغرافیایی خاور میانه, واقع در جنوب غربی قاره آسیا که دربرگیرندهٔ کشورهای بین مصر و ایران است. اوراسیا اوراسیا نامی است که از آمیزش دو واژه اروپا و آسیا پدید آمده است.از آنجا که دو قاره آسیا و اروپا مرز طبیعی ویژهای ندارند و مرزبندی کنونی میان این دو قاره بیشتر تاریخی_فرهنگی است؛برخی از گیتاشناسان این دو قاره را قارهای یکپارچه دانسته و آن را به این نام میخوانند. ناحيهٔ شرق آسيا و اقيانوس آرام سومين کانون جذب جهانگرد، شرق آسيا و اقيانوس آرام است که در سال ۱۹۹۹ از تعداد ۹۷ ميليون و ۵۰۰ هزار ورود - جهانگرد بينالمللى مبلغ ۷۳ ميليارد و ۴۰۰ ميليون دلار درآمد داشته است و سهم آن در کل بازار ورود - جهانگرد بينالمللى و درآمد جهانى جهانگردى به ترتيب ۷/۱۴ و ۸۸/۱۸ درصد بوده است. ميزان رشد جهانگردى شرق آسيا و اقيانوس آرام در سال ۱۹۹۹ نسبت به سال گذشته از نظر تعداد ورود - جهانگرد ۵/۱۱ درصد و از لحاظ درآمد ۴/۶ درصد بوده است. البته اين رشد پس از دو سال رکود (به سبب بحران اقتصادي) بهدست آمد. رشد جهانگردى ناحيهٔ مزبور، بهويژه در مالزى به ۴۳ درصد، کامبوج به ۲۹ درصد، ويتنام ۱۷ درصد، سنگاپور ۱۱ درصد، تايلند ۱۰ درصد، جمهورى کره ۱۰ درصد، چين ۸ درصد، هنگکنگ ۱۸ درصد، ژاپن ۱۸ درصد، استراليا ۷ درصد و زلاندنو ۸ درصد رسيد. آسياى شرقى و آرام، که منزلتى چشمگير در زمينهٔ جذب جهانگرد دارد، مجموعهاى از کشورها را در برمىگيرد که ضمن بهرهمندى از پيشينهٔ غنى تاريخي، فرهنگى بارور، متنوع و آداب و رسوم و سنن ارزشمند، به سرعت به سوى صنعتى شدن و نوآورى گام برمىدارد و هماکنون برخى از کشورهاى آن از نظر اقتصادى و صنعتى و توليد فرآوردههاى متنوع دستى و صنعتي، گستردگى زيرساختها، مراکز تفريحى و سرگرمى بسيار پيشرفته هستند. منبع: http://www.tachar.blogsky.com/category/cat |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهاردهم مهر 1389ساعت 22:12 توسط عذرا میر |
|
|
سازمان مسکن و شهر سازی در پي فرمان حضرت امام در 21 فروردين 1358 و افتتاح حساب 100 و توجه عموم به اين امر مهم بنياد مسكن انقلاب اسلامي در بيست وپنجم ارديبهشت ماه فعاليت خود را آغاز كرد. اساسنامه بنياد در تاريخ هفدهم آذرماه سال 1366 به تصويب مجلس شوراي اسلامي رسيدو طبق آن وظايفي بر عهده اين نهاد گذارده شده كه عبارت است از : ١- مطالعه و بررسي در زمينه تشخيص و تعيين نيازمنديهاي مسكن محرومان اعم از روستايي و شهري و فراهم آوردن موجبات اجراي آن با مشاركت ، همكاري و خودياري مردم و دستگاههاي مختلف. ٢- تهيه طرح مجتمع هاي زيستي و واحدهاي مسكوني ارزان قيمت و اجراي آنها به طور مستقيم يا با مشاركت مردم با همكاري و هماهنگي دستگاههاي ذيربط در روستا و شهر. ٣- تهيه زمين مورد نياز طرحها و پروژه هاي بنياد و آماده سازي آنها. ٤- كمك در جهت تا"مين مصالح ساختماني كشور از طريق تهيه و توليد و توزيع. ٥- نظارت بر پرداخت و مصرف وامهاي قرض الحسنه مسكن روستايي وارزان قيمت شهري كه از محل منابع مالي سيستم بانكي كشور تا"مين مي شود. ٦- تهيه طرحهاي هادي و اصلاح معابر در روستاها با هماهنگي دستگاهاي ذيربط و اجراي آن با مشاركت مردم ازمحل اعتبارات مصوب واگذاري دولت. ٧- تهيه و ارائه طرحهاي لازم براي بازسازي و نوسازي مناطق مسكوني روستايي آسيب ديده در اثر جنگ، سيل، زلزله و ساير سوانح طبيعي و اجراي آنها با مشاركت مردم و هماهنگي با سازمانها وارگانهاي ذيربط . از جديدترين ما"موريت هاي محوله به اين نهاد اجراي برنامه ساماندهي روستاهاي پراكنده و اجراي طرح سنددار كردن زمينهاي روستايي است. عالي ترين مرجع تصميم گيري در بنياد مسكن ، شوراي مركزي است كه تركيب آن به صراحت در فرمان حضرت امام (ره) قيد شده است و عبارتند از : نماينده مقام معظم رهبري، نماينده دولت (وزير مسكن وشهرسازي) وسه نفر از مهندسان و كارشناسان ساختمان و شهرسازي به انتخاب دو نفر اول. رئيس بنياد هم از ميان شوراي مركزي انتخاب ميشود. بنياد مسكن انقلاب اسلامي در حال حاضر به غير از مراكز استان داراي 120 شعبه ديگر در سراسر كشور و پنج سازمان وابسته ،سازمان بنياد بتن ايران، شركت سازمان توسعه مسكن، سازمان بانك ماشين آلات، مركز پژوهش و مطالعات سوانح طبيعي و شركت ايجاد محيط ميباشد.
بنیاد مسکن انقلاب اسلامی در پی فرمان حضرت امام در 21 فروردین 1358 و افتتاح حساب 100 و توجه عموم به این امر مهم بنیاد مسكن انقلاب اسلامی در بیست وپنجم اردیبهشت ماه فعالیت خود را آغاز كرد. اساسنامه بنیاد در تاریخ هفدهم آذرماه سال 1366 به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید.
مسكن و دولت بخش مسكن از بخش های پیشرو در هر اقتصادی است كه توجه به آن علاوه بر تاثیرات ژرف اجتماعی- فرهنگی، به لحاظ اقتصادی نیز حائز اهمیت بوده و همچون موتور رشد و توسعه عمل می نماید. بخش مسكن از بخش های پیشرو در هر اقتصادی است كه توجه به آن علاوه بر تاثیرات ژرف اجتماعی- فرهنگی، به لحاظ اقتصادی نیز حائز اهمیت بوده و همچون موتور رشد و توسعه عمل می نماید.این بخش با ایجاد رشد اقتصادی و ایجاد اشتغال در بخش ساختمان و مشاغل وابسته، از طریق تاثیر بر مخارج مصرفی و سرمایه گذاری تغییرات در تولید ناخالص داخلی و نوسانات اقتصادی را به شدت تحت تاثیر قرار می دهد.از این رو كشور ما در شرایط بحران اقتصادی و جدی شدن معضل بیكاری از این بخش به عنوان موتور رشد و مولد اشتغال كمك می گیرد. در عین حال هرگونه بی ثباتی در اقتصادی كلان می تواند سیستم كارای مسكن را غیركارآمد ساخته و اهداف تعیین شده را دور از دسترس سازد. پس شرط اولیه در تمهید بخش مسكن كارآمد ایجاد محیط با ثبات اقتصادی است. مسكن نیاز اولیه بشر و مهمترین كالایی است كه تامین آن قسمت اعظم درآمد عامه مردم را به خود اختصاص می دهد، به گونه ای كه نوسانات غیرمعمول قیمت در این بخش موجب حذف قشر با درآمد متوسط و ضعیف جامعه از زمره متقاضیان موثر شده و بعضاً دسترسی به مسكن به یك آرزوی دست نیافتنی تبدیل می شود. بر این اساس در پاره ای از موارد حوزه تامین و توزیع مسكن به مصداق شكست بازار بدل شده و ضرورت دخالت دولت را ضروری می سازد. البته دخالت دولت باید محدود باشد تا تجربه ناموفق كشورهای سوسیالیستی مانند رومانی، بلغارستان و استونی تكرار نشود.مداخله دولت تنها باید برای تامین مسكن اقشار كم درآمد جامعه صورت بگیرد و در سایر بخش ها تنها نقش حكومتی داشته و بخش خصوصی ابتكار عمل را در دست بگیرد.متاسفانه دولت كنونی در تامین و ثبات در بازار مسكن به خوبی عمل نكرده و در اكثر سال های برنامه توسعه منابع تخصیص یافته نسبت به رقم مصوب فاصله زیادی داشته است. به عنوان مثال سرمایه گذاری بخش خصوصی در ساختمان های جدید مناطق شهری (بدون احتساب ارزش زمین) در سال ۱۳۸۱ و ۱۳۸۲ به ترتیب ۵۲ هزار و ۶۰ میلیارد ریال بوده و اعتبارات عمرانی دولت در این مدت ۷۸۱ و ۴۴۲ میلیارد اختصاص یافته كه در مقایسه با رقم مصوب طی این سالها ۶ برابر كمتر است. ممكن است اولین نكته ای كه در باب اسكان كم درآمدها به ذهن متبادر گردد، صرف لزوم تهیه سرپناه توسط دولت، فارغ از لحاظ مكانی استانداردهای ساخت وساز و الزامات دسترسی قشر هدف به امكانات رفاهی معمولی در نقاط شهر باشد و اسكان این قشر در موقعیت مساوی با سایرین هدفی آرمانی تلقی شود، در حالی كه نتایج تحقیقات به عمل آمده در ایالات متحده آمریكا عكس این مطلب را تایید می كند. بنابراین سیاست های شهری باید به گونه ای تدبیر شوند كه اقشار ضعیف نیز بتوانند از مزایای موجود جامعه بهره لازم را ببرند. در گام بعدی باید توجه نمود كه اقشار كم درآمد به دلیل اختصاص سهم بیشتری از درآمد برای مسكن، از نوسانات قیمت بیشترین لطمه را می بیند به همین دلیل لازم است كه سیاست ها به گونه ای تدبیر شوند كه فشار تورمی مزبور بر این قشر به حداقل كاهش یابد.در سیاست های تامین مسكن قابل خرید نحوه شناسایی افراد و اقشار هدف گروه بندی افراد و اقشار هدف، گروه بندی افراد به لحاظ خدمت مورد نیاز و نوع خدمت قابل ارایه و در نهایت مدیریت این سیاست ها نیمی از مسیری است كه باید برای كمك به اسكان این قشر طی نمود كه متاسفانه مقوله شناسایی گروه های مختلف درآمدی موضوعی است كه به رغم اهمیت فراوان، در كشور مورد غفلت واقع شده است.
● سازوكار اسكان كم درآمدها و تامین مالی به رغم تاكید صاحب نظران علوم انسانی بر ضرورت توجه به مقوله اسكان كم درآمدها و معرفی آن به عنوان هسته توسعه پایدار و با توجه به محرز بودن تلقی اسكان كم درآمدها به عنوان مصداق بارز شكست بازار، كماكان كشور از وجود قانونی در جهت سامان بخشی به وضعیت خانه های دست یافتنی محروم است. بحث اسكان كم درآمدها از جمله حوزه های پیچیده اقتصاد است كه ساماندهی آن در گرو همكاری صمیمانه سیستم بانكی، شهرداریها، استانداری، مجلس و در رأس آن تلاش مجدانه وزارت مسكن و شهرسازی به عنوان متولی این امر می باشد. بدون تردید اتكا به ابزارها و مقررات موجود به ویژه در شرایطی كه نرخ های تورم دورقمی در بخش مسكن و اقتصاد از یك سو و كاهش دستمزدهای واقعی از سوی دیگر گریبانگیر كشورند، بر وخامت اوضاع خواهد افزود.اما در كشورهای توسعه یافته چندین برنامه به این امر اختصاص دارد. به عنوان مثال دپارتمان مسكن آمریكا به تنهایی ۲۰۰ برنامه برای اسكان دارند. این در حالی است كه بیش از هزار آژانس دولتی در این كشور نیز هزاران برنامه جداگانه را دنبال می كنند. مسكن قابل خرید: افزایش اجاره و قیمت مسكن همزمان با رشد آهسته و نامتناسب دستمزدها، تغییر ساختار هرمی جمعیت، رشد جمعیت در حال ازدواج و رشد مهاجرت مهمترین عامل پدیده بی خانمانی محسوب برای سنجش توان خرید مسكن شاخصه های متعددی معرفی شده است، اما شاخصی كه در بیشتر كشورها برای تشخیص و طبقه بندی افراد نیازمند به كمك دولت در اسكان كاربرد دارد، درصد اختصاص درآمد ماهانه یك شخص برای امر مسكن است. به طور متوسط هر شخص نباید بیشتر از ۳۰ درصد درآمد ماهیانه خود را به مسكن اختصاص دهد. اما در این میان باید به موقعیت جغرافیایی، بعد خانوار و ثبات درآمد توجه شود.معیار ۳۰ درصد درآمد برای مسكن، نه تنها توسط دولت برای شناخت و تفكیك افراد مستطیع از سایرین ملاك عمل قرار می گیرد، بلكه در برخی از كشورها بانكها نیز برای تعیین ریسك بازپرداخت، از این شاخص استفاده می كنند. یارانه در اجاره بهای واحد مسكونی، یارانه خرید خانه، وام های كم بهره جهت ترمیم خانه، تخفیف های مالیاتی، تضمین وامها توسط دولت، بیمه وام رهنی، وام های خرید پروژه های اجاره به شرط تملیك، روش سهامی و حذف قیمت زمین از قیمت مسكن، جزء سیاست های كاربردی جانب تقاضا می باشد كه در دنیا به كار برده شده است. از سوی دیگر ارائه وام های بلندمدت ، با بهره كم برای ساخت مسكن، معافیت های مالیاتی ساخت، كاهش عوارض كالاهای مورد نیاز برای ساخت، تشكیل صندوق های سرمایه گذاری و فروش اوراق مشاركت نیز جزء سیاست های موفق جانب عرضه محسوب می شود. یك تفكر غلط در كشور به وجود آمده كه تسهیلات كم بهره و یارانه ای خرید مسكن باید در اختیار هر قشری قرار گیرد، در صورتی كه اساس تعریف چنین ابزارهایی مساعدت و افزایش توان خرید اقشار كم درآمد و با درآمد متوسط جامعه است. در اسكان كم درآمدها یك احتمال وجود دارد و آن این كه اقشار هدف پس از آن كه خانه قابل خرید را به دست آوردند، این خانه ها به تناوب بین افراد كم درآمد خرید و فروش شود و داد و ستدهای مزبور باعث افزایش قیمت خانه ها شده و در عمل سیاست اجرا شده از كارآیی افتاده و خنثی شود، پس باید سیاستی برای جلوگیری از فروش این خانه ها برای یك دوره خاص اندیشیده شود. ● نقش بانك مسكن در تامین مالی بخش مسكن تامین مالی مسكن، یكی از اجزای كلیدی استراتژی مسكن به شمار می رود. بانك رهنی در قبل از انقلاب اسلامی و بانك مسكن بعد از انقلاب به عنوان تنها بانك تخصصی مسكن در تامین مالی این بخش نقش داشته اند. عملكرد بانك مسكن به عنوان تنها بانك تخصصی این بخش طی سال های ۱۳۶۸ تا ۱۳۸۲ با نوسان زیادی همراه بود، به طوری كه رشد قابل ملاحظه مسكن در دو مقطع زمانی سال های ۱۳۷۵ و ۱۳۸۱ باعث شد میزان پوشش تسهیلات اعطایی در مقایسه با ارزش واحدهای مسكونی روند كاهشی داشته باشد.اگرچه اغلب شاخص های مالی حاكی از بهبود وضعیت بانك مسكن است ولی به عنوان تنها بانك تخصصی بخش به دلیل سهم پایین تسهیلات پرداختی در تولید مسكن شهری نقش موثری نداشته و عمده فعالیت های آن در قالب شركت سرمایه گذاری مسكن متبلور شده است. در برنامه اول و دوم توسعه میزان رشد تسهیلات در مقایسه با جذب منابع در سطح بالاتری قرار داشته و به همین دلیل كسری منابع از محل استقراض از بانك مركزی و یا سایر بانك ها تامین شده است. بالا بودن نسبت دارایی های سودآور به كل دارایی های بانك نیز از جمله دلایل سودآوری بانك محسوب می شود. در سال های اخیر نیز به دنبال اعلام نرخ قطعی سود با رشد بالای جذب سپرده های سرمایه گذاری مواجه بود كه جهت تامین سود علاوه بر سرمایه گذاری در سایر بازارها از جمله بورس میزان تسهیلات مشاركت مدنی را افزایش داده است. بالاتر بودن نرخ سود تسهیلات مزبور و كوتاه بودن دوره بازپرداخت آنها از دلایل دیگر رویكرد موفق این بانك محسوب می شود. متاسفانه بوروكراسی نظام بانكی و تسهیلات تكلیفی و دیگر مشكلات نظام بانكی نیز موجب شده تا این بانك در سه دوره برنامه های توسعه علی رغم سودآور بودن، موفقیت چندانی در ساماندهی بازار مسكن كشور نداشته باشد. مسكن و انبوهسازان
بر اساس آمارهای اداره ثبت احوال، سالانه ۷۰۰ تا ۸۰۰ هزار ازدواج در كشور به ثبت میرسد، از سوی دیگر به استناد آمارهای وزارت مسكن و شهرسازی با كمبود حدود یك میلیون و دویست هزار واحد مسكونی در كنار ۳۰ درصد استهلاك ساختمان روبهرو هستیم....
بر اساس آمارهای اداره ثبت احوال، سالانه ۷۰۰ تا ۸۰۰ هزار ازدواج در كشور به ثبت میرسد، از سوی دیگر به استناد آمارهای وزارت مسكن و شهرسازی با كمبود حدود یك میلیون و دویست هزار واحد مسكونی در كنار ۳۰ درصد استهلاك ساختمان روبهرو هستیم، بنابراین ملاحظه خواهید كرد كه سالانه معادل تقریب ۵/۲ میلیون واحد مسكونی مورد نیاز كشور است كه به رغم این میزان نیاز، هنوز تمهیدات جامع آن نامشخص است. از آنجایی كه در قانون متولی بخش مسكن ترسیم نشده است، دولت سعی میكند با ابعاد مختلفی به این مقوله وارد شود، در حالی كه بر اساس سند چشم انداز ۲۰ ساله كشور و همچنین برنامه توسعه سوم و به ویژه چهارم دولت بخش خصوصی متولی مسكن است. در برنامه چهارم توسعه و به استناد ماده ۳۰، واگذاری زمین حذف و محور توجه مقوله اجارهداری و به تعبیری مشاركت دولتی با بخش خصوصی (انبوهسازان) بوده، این در حالی است كه رویكرد برنامه دولت نهم، استناد به مبحث اجارهداری و اخیرا طرح موضوع تغییر كاربری و ایجاد فضای مسكونی در شهرهای زیر ۱۵۰ هزار نفر است.از سوی دیگر افزایش بهای زمین و مسكن ناشی از عملكرد دولت، نه تنها در بخش مسكن، بلكه در كلیه صنایع مختلف است. اصولا مسكن مقولهای فرابخشی بوده و در نتیجه در صورت داشتن سیستم اطلاعات جامع از مسكن به تناسب شهرهای عمده و غیره و تحلیل استراتژیك مسكن، نسبت به تدوین قوانین متناقض و بلوغ نیافته اقدام نخواهد كرد و یك نسخه یكسان برای مسكن تدوین نكرده است.بر این اساس نوسان اقتصادی سایر بخشهای اقتصادی كه نقدینگی را به سمت مسكن روانه كرده است، بودجه اجرایی سال جاری دولت كه اهم آن بر اعطای تسهیلات فراوان و یارانه تسهیلات كه منتج نقدینگی فراوان و ایجاد تقاضای كاذب شده است و مدیریت دولت به جهت جلوگیری از افزایش نرخ كالاهای منقول، بودن بودجه به روانی نقدینگی نزد مردم به سمت بخش غیرمنقول (مسكن) كه به تعبیر اقتصاددانان، بیماری هلندی نامیده میشود از جمله عوامل تاثیرگذار بر بازار مسكن بوده است. در عین حال باید به عوامل زیر هم در مورد بحران مسكن اشاره كرد؛ ▪ عدم تعریف و تبیین تقاضای بالقوه و بالفعل مسكن، به گونهای كه واژه مسكن تحت عنوان سر پناه به كالای سرمایهگذاری تبدیل شده است. ▪ تناقض دستورالعملهای نهایی مختلف مترتب بر ساخت و ساز. ▪ نگاه كوتاهمدت دولت به بخش مسكن، زیرا كه اصولا حل مقوله مسكن نیازمند یك Vission یكصد ساله دارد. ▪ عدم بلوغ قوانین و مصوبات هیات مدیره كه متناسب با ظرف زمان و مكان و بدون توجه به تاثیر و تاثر آینده و عوامل محیطی ناشی از سایر صنایع ترسیم میشد. ▪ كاهش نرخ بهره بانكی به گونهای كه سپردههای مردم جبرا از شبكه بانكی خارج و ایجاد تقاضای بالقوه مسكن می كند و از سوی دیگر رانت ناشی از دریافتكنندگان تسهیلات دولتی كه عموما به لحاظ سبقت از تورم به تقاضای بالقوه مسكن گرایش می یابد. ▪ حذف جایگاه حاكمیتی و نظارت توسط دولت و ورود به صنعت ساخت و ساز. ▪ دخالت دولت در تعیین بهای كالاها و مصالح ساختمانی. ▪ عدم تسهیلات ۳۰ ساله و همچنین پلكانی نكردن تسهیلات مذكور. ▪ افزایش تقسیمات كشوری به گونهای كه یكی از عوامل اصلی افزایش بهای زمین شده است. ▪ ناهماهنگی بین سازمانهای مترتب بر ساخت و ساز. بر این اساس است كه تصور میشود رویكرد دولت نهم در قالب واگذاری زمین به انبوهسازان به صورت اجارهداری است كه بر اساس دستورالعمل مذكور برای احداث پروژه دو سال به انبوهساز اجازه داده میشود و بعد از احداث پروژه انبوهساز به مدت ۵ سال متوالی واگذاری واحدهای احداثی صرفا به صورت اجاره به متقاضیان است، ضمن آن كه به انبوهساز تسهیلات معادل مصوبات شبكه بانكی برای مشاركت مدنی قابل تبدیل به فروش اقساطی ۱۵ ساله اعطا كند. طبق قانون اجارهداری بعد از ۵ سال اجارهداری و به عبارتی پایان سال هفتم انبوه ساز مختار است مجددا اجاره دهد و یا به فروش برساند و در آن صورت بهای زمین را به دولت پرداخت كند. وجوهی كه مردم در قانون اجارهداری پرداخت میكنند، صرفا تسهیلات مصوبی است كه در حال حاضر ۵/۱۳میلیون تومان بوده كه اقساط مذكور بعد از تحویل واحد كه در سال سوم است، پرداخت خواهند شد. همچنین، اگر انبوهساز بتواند ظرف دو سال پروژه را احداث كند، از ۴ درصد یارانه تسهیلات استفاده خواهد كرد. از این رو طبق قانون مذكور اگر زمین در بافت فرسوده قرار داشته باشد، درصد دیگری یارانه به تسهیلات اضافه خواهد شد، لذا باید اذعان كرد كه به دلیل انبوهساز نبودن تعاونیهای مسكن ورود آنان به اینگونه پروژهها امكانپذیر نیست و به دلیل عدم تقاضای انبوهسازان در ورود به بحث اجارهداری دولت تغییر مشی داده و زمینهای مورد نظر اجارهداری را به تعاونیها واگذار خواهد كرد. با وجود تهدیدها و مشكلات موجود بر سر راه اجرای دستورالعمل اجارهداری زمینهایی كه بر اثر قانون اجارهداری در اختیار انبوهسازان و یا تعاونیهای مسكن قرار میگیرد، اصولا در حاشیه شهرها قرار دارد، زیرا كه سالهای سال سازمان زمین شهری زمینهای مرغوب را به افراد موردنظر واگذار كرد، بنابراین به لحاظ پایین و اندك بودن بهای زمین در ساخت و ساز تمایلی به شراكت نداشته، از سوی دیگر واگذاری اجارهداری به صورت ۵ ساله است، در حالیكه تسهیلات ۱۵ ساله است و این موضوع با توجه به ضوابط بانكی در ادبیات برداشت اصل و سود تسهیلات یك نوع خط قانونی است. در این قانون مالك انبوهساز است و برابر قوانین تسهیلات ۱۵ ساله به نام انبوهساز تقسیط میشود و اگر مستاجر قسط خود را پرداخت نكند، انبوهساز متولی پرداخت اقساط میشود، ضمن آن كه پرداخت جرایم دیركرد اقساط نیز به عهده انبوهسازان است، به همین دلیل در نهایت چیزی جز ضرر و زیان عاید آنان نمیشود. به ویژه در دستورالعمل جدید مبنی بر واگذاری زمین به تعاونیها اعضای تعاونی باید اقساط را به انبوهساز داده و انبوهساز متولی جمعآوری اقساط و واریز به حساب بانكی باشد كه این موضوع با Mission انبوه سازهها مغایر است. مباحث مالك و مستاجر، هزینههای نگهداری آپارتمان، مدیریت مجتمعها، مطالبات لاوصول مستاجران همه و همه بر انگیزه عدم ورود انبوهسازان به مقوله اجاره داری افزوده است. با استناد به ماده ۳۰ برنامه توسعه چهارم دولت مكلف بود، طرح جامع شهری را تا پایان سال ۱۳۸۴ تنظیم و ارائه كند، لیكن شاهد آن هستیم كه مقررات مذكور در بودجه سال ۱۳۸۶ دولت تهدیدات بخش مسكن دیده خواهد شد و صرفا در سه سال یاد شده برنامه دولت به اجارهداری با تهدیدات ایمنسازی ساختمانها با رویكرد اختلافات شدید و طولانی وزارت مسكن و شهرسازی با وزارت آموزش و پرورش در باب موضوع كوچك نظارت ایمنسازی آن هم بدون هیچگونه رشدی و بیمه ساختمانها كه با رویكرد گسترش خصوصی شدن بیمهها گامهای اولیه را طی مینماید. از سوی دیگر تغییر ساختار سازمانی سازمان ملی زمین و مسكن و سازمانهای مسكن و شهرسازی كه منتج به سردرگمی مدیران شده است، در كنار تدوین مقررات پی در پی بدون تحلیل همانند اتصال زمینهای كشاورزی متصل یا منفصل یا به صورت مجموعهای به محدوده شهری و واگذاری به صورت ۹۹ ساله كه چه هزینه زیادی ناشی از مهاجرتها، توسعه شهری تا سیاست شهری، نگهداری مقررات شهرداریها و غیره آن هم در شهرهای زیر ۱۵۰ هزار نفر كه اصولا تقاضای مسكن بسیار كم است و عرصههای واگذاری بهای زیادی در قیمت تمام شده ندارد، به افزایش بهای مذكور دامن زده و تبعا نمیتوان انتظار داشت كه این مباحث در ظرف زمان كوتاه درمان شود. با وجود زمزمههای اصلاح برنامه چهارم توسعه، تنها راهكار جلوگیری از افزایش قیمت زمین و مسكن اكتفا به برنامه چشمانداز بیست ساله كشور است. به طوری كه در برنامهای درازمدت، دولت از جایگاه حاكمیتی و اجرایی خارج و به عنوان تبیین كننده و نظارتكننده قوانین حضور یابد كه در این راستا نگاه بدبینانه نسبت به بخش خصوصی باید از بین برود. در حال حاضر با توجه به كمیت زمانی وام ۱۰ میلیون تومانی تعداد بسیار اندكی از متقاضیان موفق به دریافت این وامها شدهاند. باید قانون و دستورالعمل مشخصی برای معاملات املاك و بنگاهها مصوب و لازم الاجرا شود، به گونهای كه روابط مالك و مستاجر موجب ورود دولت به این بخش نیز نشود. نگاهی به طرح جامع مسكن طرح جامع مسكن شامل ۴ سند تحلیلی درباره مطالعات راهبردی و به صورت تلفیقی از اهداف، راهبردها و سیاست های اجرایی و اولویت بندی آنها و تعیین نهادهای مسئول و سازمان های اجراكننده و سند منطقه ای شامل شیوه های منطقه ای كردن اقدامات و فرایند اجرایی برنامه ها، نحوه نظارت و ارزیابی و بازنگری آنهاست. مسأله تأمین و عرضه متناسب مسكن به عنوان اساسی ترین و اصلی ترین نیاز جامعه در قالب طرح جامعه مسكن اهتمام جدی دولت ها بویژه دولت نهم است. طرح جامعه مسكن در حالی به عنوان راهبرد اصلی این بخش تلقی می شود كه براساس آمار منتشر شده از سوی وزارت مسكن و شهرسازی در حال حاضر ۲/۵ میلیون خانوار در سطح كشور مسكن ملكی ندارند. طرح جامع مسكن حاوی مسائل مختلفی است كه مسائل مالی اقشار نیازمند و فناوری جدید از جمله محورهای آن است. در این گزارش با نگاهی اجمالی به این طرح، ایرادات كاركردی آن مورد تحلیل قرار گرفته است. مطابق اصل ۳۱ قانون اساسی، داشتن مسكن متناسب با نیاز هر شخصی، حق هر فرد ایرانی است. این اصل همچنین دولت را به فراهم كردن زمینه های تأمین مسكن با اولویت پرداختن به روستانشینان، كارگران و دیگر اقشار نیازمندمكلف كرده است. اصل ۴۳ قانون اساسی نیز بر مبنای تأمین نیازهای مسكن ، خوراك و پوشاك، بهداشت و درمان، آموزش و پرورش و امكانات لازم برای تشكیل خانواده به منظور تأمین استقلال اقتصادی، برآورد نیازهای انسان وحفظ آزادگی او برای همه استوار شده است. تجربیات و نتایج به دست آمده در دهه های گذشته در بخش مسكن و ساخت و سازهمواره حكایت از نوسان بازار مسكن دارد كه هر بار در پی مواجهه با تورم و ركود، بیشترین فشارها را بر اقشار كم درآمد جامعه وارد كرده است. در نتیجه این معضل و به همراه مشكلاتی مانند ثابت نبودن قیمت مسكن، حاشیه نشینی و سكونت گاه های فرودست، گسترش بافت های فرسوده، بی نظمی در بازار زمین شهری، بی كیفیت بودن صنعت ساختمان و متمركز نبودن سیاست های تسهیلاتی و حمایتی و یا نبود تعامل بین بخشی در حوزه های اجرایی تهیه طرح جامع مسكن، در دستور كار دولت قرار گرفته است. براساس ماده ۳۰ قانون برنامه چهارم، طرح جامع مسكن به عنوان سندی ملی، ترسیم كننده مسیر حركت دولت در دستیابی به هدف های مرتبط با تأمین مسكن و روشنگر چشم انداز بخش مسكن در سال های آینده خواهد بود. ● اولویت های طرح طرح جامع مسكن شامل ۴ سند تحلیلی درباره مطالعات راهبردی و به صورت تلفیقی از اهداف، راهبردها و سیاست های اجرایی و اولویت بندی آنها و تعیین نهادهای مسئول و سازمان های اجراكننده و سند منطقه ای شامل شیوه های منطقه ای كردن اقدامات و فرایند اجرایی برنامه ها، نحوه نظارت و ارزیابی و بازنگری آنهاست. بخش عمده ای از مطالعات و اسناد فرادستی برای تهیه و تدوین طرح جامع مسكن از پیشینه ۵۰ ساله برنامه ریزی و توسعه در بخش مسكن استخراج شده است. از جمله این اسناد می توان به سند چشم انداز جمهوری اسلامی ایران در افق ،۱۴۰۴ مصوبات مجمع تشخیص مصلحت نظام، قانون برنامه چهارم توسعه، برنامه آمایش سرزمین مصوب ۱۳۸۳ و سند توانمندی سازی اشاره كرد. طرح جامع مسكن قرار است در دو مقطع ۵ ساله و یك مقطع ۲۰ ساله اجرایی شود. براساس تكلیف قانونی برنامه چهارم، مسئولان وزارت مسكن باید ظرف سال اول این برنامه، طرح جامع مسكن را در راستای كمك به اقشار نیازمند و كم درآمد برای خانه دار شدن این افراد تهیه و به دولت ارائه می كردند. این اقدام را چهره های گوناگونی كه به بررسی مشكلات بخش مسكن می پرداختند، تهیه كردند و سرانجام با ۳ ماه تأخیر (با تعیین این مدت زمانی در آئین نامه بند ب تبصره ۶ هیأت دولت) در خرداد ۸۵ به دولت ارائه شد و از سوی هیأت وزیران به تصویب رسید. در روزهای پایانی تیرماه امسال، وزیر مسكن و شهرسازی از آماده شدن ۵۵ برنامه به منظور دستیابی به ۵ هدف مشخص و مجزا خبر داد. این طرح در نشست مشترك دولت و استانداران تصویب شد. وزیر و مسئولان وزارت مسكن و شهرسازی، تأمین مسكن قشر كم درآمد و ارتقای صنعت ساخت و ساز را اساس برنامه های ۵ ساله آینده كشور و از محورهای اصلی طرح جامع مسكن عنوان كرده اند. این طرح در چارچوب ۹ محور تهیه شده است كه برای هر محور نیز برنامه های كاربردی لحاظ شده است. در این طرح همه مسائل مرتبط با مسكن باید در سطح كلان دیده می شد. همان طور كه گفته شد، این طرح از ۵۵ برنامه اجرایی تشكیل شده است كه برخی از این برنامه ها به عنوان مصوبه دولت باید مصوب و ابلاغ شوند، برخی به تغییر سیاست ها در خود وزارت مسكن منجر می شوند كه باید در قالب دستورالعمل ارائه شوند و برخی در قالب لایحه به مجلس تقدیم می شوند. در این طرح مشكل قشرهای كم درآمد برای صاحب خانه شدن به عنوان نكات برتر مورد توجه قرار گرفته است كه این موضوع خود شامل ۷ برنامه اجرایی می شود. براساس طرح جامع به مقوله زمین شهری و كل سیاست های حاكم بر آن و بررسی سیاست هایی كه تا امروز بوده است توجه جدی شده تا برخی از این سیاست ها اصلاح شوند. توجه به بافت های فرسوده، حاشیه نشینی، صنعت ساختمان و فناوری ها، مسكن روستایی و ابزارهای گوناگون مالی برای بخش مسكن نیز از محورهای دیگر مورد نظر دراین طرح هستند. از مجموع این محورها كه در قالب این سندتهیه شده اند، تا امروز ۹ برنامه اجرایی به دولت تقدیم و تصویب شده اند كه بخشی از آن در راستای ارتقای كیفیت صنعت ساختمان است. این طرح پس از سال ها مطالعه برای نخستین بار برای تصویب به مجلس شورای اسلامی رفته است، اما هنوز ابهاماتی در زمینه نحوه مصوبات و چگونگی پاسخگو بودن آن در شرایط نگران كننده و اجرایی شدن آن وجود دارد. ● معایب ساختاری در اینجا اگر بخواهیم، تحلیلی كلی بر مقولات مطرح شده در طرح جامع مسكن داشته باشیم، باید بگوییم كه در آن همه دهك های پائین درآمدی خانوارها در نظر گرفته شده است، اما متأسفانه به دلیل نبود اطلاع رسانی درست، به موقع و كافی از سوی نهادهای مربوط ، بسیاری از كارشناسان و صاحبنظران از مفادآن اطلاع ندارند و در نتیجه بسیاری از اظهارنظرها درباره این طرح غیركارشناسانه و غیرمنصفانه به نظر می رسد. از سوی دیگر در این طرح نسبت اندك خرید وام های مسكن به قیمت مسكن لحاظ شده است. به طوری كه در تهران حدود ۳۰ درصد در شهرهای بزرگ ۳۸ درصد و در شهرهای بزرگ ۶۰ درصد است ولی در هیچ كجای این طرح پیش بینی نشده است كه اگر قیمت مسكن افزایش پیدا كند، این نسبت ها چه تغییری می كند و شاخص های كلیدی مسكن كه براساس این نسبت ها محاسبه می شوند، دستخوش چه تغییراتی خواهند شد. همچنین در طرح جامع به برخی مشكلات مانند تشتت سیاستگذاری، تعدد در اجرا، شفاف نبودن و هدف گیری غیرمؤثر اشاره شده است. مقولاتی كه به نظر می رسد حل آن به تنهایی از اختیار وزارت مسكن و شهرسازی خارج بوده و نیازمند یك تعامل بزرگ بین دستگاه های مختلف است. در قسمت برنامه اجرایی تأمین مسكن كم درآمدها، پرداخت ۵۰ هزار فقره وام به سازندگان پیش بینی شده است كه لازم است وزارت مسكن و شهرسازی تعریف درستی از انبوه ساز ارائه كند تا با پرداخت وام به انبوه ساز بتوان نقش مؤثر آنان درخانه دار كردن اقشار كم درآمد را تضمین كرد. درباره مقوله تسهیلات در این طرح پیش پرداخت ۴۰ هزار وام برای گروه های درآمدی دو و سه، پیش بینی شده است كه به خوبی می توان دریافت كه بسیاری از این خانوارها، توانایی پرداخت اقساط این وام را ندارند و باید شرایط به گونه ای طراحی شود كه این وام ها بلاعوض باشد و یا حتی الامكان با نرخ بهره پائین تر و دوره بازپرداخت طولانی تر باشد. همچنین در این طرح تشكیل صندوق اعتبار ملی و محلی به منظور تأمین یك صد هزار فقره وام از محل نظام بانكی پیش بینی شده است. در حالی كه باید گفت جمعیت گروه های درآمدی بدون مسكن بسیار بیشتر از این ارقام است و با در نظر گرفتن این شرایط وجود این صندوق لازم، ولی اعتبار آن ناكافی به نظر می رسد. در بخش مقاوم سازی پیش بینی شده است كه سالانه ۳۰۰ هزار فقره وام ۵۰ میلیون ریالی برای كسانی كه داوطلبانه ساختمان های خود را مقاوم كنند، پرداخت شود. در شرایطی كه تعداد شركت هایی كه موفق به دریافت رتبه برای مقاوم سازی از سازمان مدیریت و برنامه ریزی شده اند بسیار محدود است و به نظر نمی رسد كه سالانه ۳۰۰ هزار واحد مسكونی از سوی این شركت های محدود كه اغلب هم درگیر مقاوم سازی مدارس و بیمارستان ها هستند، ساخته شود. همچنین در این طرح هزینه یك واحد مسكونی برای مقاوم سازی، نحوه نظارت بر مقاوم سازی ساختمان ها و معرفی نهادهای مسئول مورد غفلت قرارگرفته است. همچنین برنامه ساماندهی حاشیه نشینی در این طرح مناسب به نظر می رسد، ولی بایدگفت حل و كنترل آن به تنهایی از عهده وزارت مسكن و شهرسازی خارج است. درباره نحوه واگذاری زمین به صورت اجاره به سازندگان باید گفت برخی كارشناسان براین باورند كه این طرح، طرح جدیدی بوده و در هیچ جای دنیا تجربه نشده است و اجرای این طرح بر مبنای آزمون و خطا استوار است. همچنین در واگذاری اجاره ای زمین به تولیدكنندگان، انبوه سازان فقط به عنوان پیمانكاران دولت تلقی و واحدهای تولید شده همگی دولتی محسوب می شوند كه در این راستا دولت باید سیاست های خود را برای چگونگی واگذاری واحدهای مسكونی اعلام كند و با اجرای این طرح باید مشخص شود سهم انبوه سازان از این ساخت و سازها چیست؟ زیرا اگر دولت نخواهد سود مورد نظر انبوه سازان را تأمین كند، سازندگان نیز از ساخت این گونه واحدها استقبال نمی كنند و اگر دولت نیز بخواهد سودهای موردنظر آنها را تأمین كند باز قیمت واحدهای مسكونی افزایش می یابد و تأثیر لازم در بازار را نخواهدداشت، از این رو كاهش قیمت واحدهای مسكونی فقط به نحوه سیاستگذاری مسئولان در نحوه واگذاری مسكن و تأمین سود سازندگان دارد. همچنین بایدگفت كشورهای پیشرفته ، تدوین طرح های جامع را كنار گذاشته اند واقدام به تدوین طرح های راهبردی و ساختاری می كنند كه این طرح ها براساس ایجاد شرایط مختلف در كشورها، قابلیت تغییر و تطبیق با شرایط جدید را داراست. در حالی كه در ایران متأسفانه حتی طرح های جامع نیز به هیچ وجه تغییرپذیر نیست و اجرای آن پس از چندی به دست فراموشی سپرده می شود و دوباره به تدوین طرح جدید اقدام می كنند كه زمانبر نیز هست. ● جمع بندی طرح جامع مسكن همچنان در حال بررسی است، تأكیددولت بر طرح محورهای بنیادی و مصوب شدن آن مانند تأمین مسكن اقشاركم درآمد و ارتقای فناوری ساخت و ساز و همچنین پافشاری مجلس بر تهیه و ارائه طرحی در این زمینه از سوی دولت كه پاسخگوی نیازها باشد، ممكن است بخشی از مطالبات و حقوق محقق نشده قشر متوسط و كم درآمد را برآورده كند و زمینه رسیدن به جامعه ای عدالت محور را فراهم كند. منابع: مرکز اطلاع رسانی خانواده شمیم روزنامه دنیای اقتصاد روزنامه ایران http://www.bonyadmaskan.com/moarefi.htm http://www.aftab.ir/links/link.php?id=6913 http://www.aftab.ir/articles/economy_marketing_business/city_building/c2c1172661134_housing_p1.php http://www.aftab.ir/articles/economy_marketing_business/city_building/c2c1169723050_building_p1.php
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهاردهم مهر 1389ساعت 22:10 توسط عذرا میر |
|
|
تراکم جمعیت از نظر تراکم جمعیت در ایران استان تهران با میانگین ۳۵۲ نفر در هر متر مربع رتبهٔ اواول ایران را دارا میباشد و پس از آن استان گیلان با تراکم جمعیت ۱۵۰ نفر در هر متر مربع در رتبه دوم قرار گرفته است . از سویی دیگر استان سمنان با تراکمی معادل ۹نفر در هر متر مربع کمترین میزان تراکم را در میان استانهای ایران دارا میباشد. تراکم عبارت است از نسبت تعداد جمعیت به میزان معینی از زمین که معمولاً در شهرها به هکتار بیان میشود. یکی از اهداف اصلی برنامه ریزی شهری، رسیدن به وضعیتی است که انواع امکانات و فضاهای شهری به اندازه کافی و به نحوه مطلوب در دسترس شهروندان قرار گیرد و آنان با کمترین مشکل به انواع امکانات شهری دسترسی داشته باشند. حصول این امر، با ایجاد تعادل منطقی بین جمعیت و امکانات صورت میگیرد. تراکم بیش از حد جمعیت در بخشی از شهر این تعادل را از بین میبرد. علاوه بر این ایجاد سروصدا و نارساییهای روانی، گرانی قیمت زمین و اجارهخانه، بزهکاری و جنایت، امکان مخاطرات بهداشتی و مواردی از این قبیل از تبعات آن است. در مقابل، تراکم بسیار پائین نیز مشکلاتی از قبیل بالا رفتن هزینه خدماترسانی در زمینههای شبکه معابر، تأسیسات زیربنایی (آب، برق، گاز و تلفن) و خدمات بهداشتی، درمانی، آموزشی و غیره میشود. بنابراین رسیدن به تراکم معقول، منطقی و نظارت بر آن در شهرها از اهمیت بالایی برخوردار است. تراکم مسکونی را میتوان به دو نوع خالص و ناخالص تقسیم نمود. گرچه بین برنامهریزان شهری کشورهای مختلف بر سر تعریف تراکم مسکونی خالص و ناخالص، اتفاق نظر وجود ندارد، ولی توصیف قابل قبول این است که منظور از تراکم مسکونی خالص، نسبت تعداد جمعیت به اراضیی است که صرفاً به خاطر سکونت در نظر گرفته شده باشد و مقصود از تراکم مسکونی ناخالص، نسبت تعداد جمعیت به کل اراضیی است که به مصرف واحدهای مسکونی و نیازمندیهای وابسته به آن رسیده است. تراکم ناخالص مسکونی در شهرهای ایران از طیف وسیعی برخوردار است، به طوری که کم تراکمترین شهرهای ایران در میان شهرهای با جمعیت بالای 25 هزار نفر، خرمشهر (با تراکم ناخالص 8/5 نفر در هکتار) و اقلید (6/6 نفر در هکتار) میباشند. در مقابل پرتراکمترین شهرهای ایران در میان شهرهای با جمعیت بالای 25 هزار نفر، بندر ترکمن (509 نفر در هکتار)، زرقان (8/559 نفر در هکتار) و گوهردشت (با 113/1 نفر در هکتار) میباشند. گرچه میان کمتراکمترین و پر تراکمترین شهر ایران فاصله زیادی وجود دارد اما تراکم در تعداد قابل توجهی از شهرهای ایران کمتر از 100 نفر در هکتار میباشد و به متوسط تراکم ناخالص مسکونی در شهرهای بالای 25 هزار نفر ایران (4/54 نفر در هکتار) نزدیک است. تراکم ناخالص مسکونی در 87 درصد شهرهای ایران کمتر از 100 نفر میباشد که از این میان تراکم 50 درصد شهرها کمتر از 50 نفر در هکتار و 37 درصد شهرها بین 50 الی 100 نفر در هکتار است. همچنین میتوان گفت که تراکم در شهرهای بزرگ بیشتر از تراکم در شهرهای کوچک و عمدتاً بین 50 الی 100 نفر در هکتار است. به عنوان مثال، تراکم ناخالص مسکونی در مراکز استانها به ویژه کلان شهرهای کشور، در همین سطح قرار دارد. تراکم ناخالص مسکونی در شهر تهران 74 نفر در هکتار، تبریز 8/77 نفر در هکتار، مشهد 5/91 نفر در هکتار، شیراز 9/68 نفر در هکتار و در اصفهان نیز 4/52 نفر در هکتار است. انفجار جمعیت، کابوس دوباره ی یک نسل
در قرن حاضر افزایش "امید به زندگی" * فی نفسه امر خوبیست ولی افزایش تعداد افراد در یک سرزمین خاص به تنهایی و به خودی خود به هیچ وجه حاوی نفع روشنی نیست. افزایش میزان زاد و ولد بیش از میزانی که امکان تسلط بر محیط وجود دارد به معنای آن است که به طور متوسط منابع کمتری در اختیار هر خانوار قرار می گیرد. به این ترتیب بسیاری از آزادی های طبیعی افراد من جمله حق انتخاب آنها بسیار محدود شده و این امر باعث تشدید فقر مطلق گسترده که واقعیت زندگی تمام کشورهای جهان سوم است، می شود.به تدریج که تراکم جمعیت زیادتر می شود جبران کمبود از طریق سرمایه گذاری به نحوی تصاعدی دشوار تر می گردد. گذشته از این ها رشد جمعیت ، در هر سطحی که باشد ، مستلزم آن است که منابعی اضافی به آن اختصاص یابد ، منابعی که در صورت ثابت ماندن جمعیت می توانست در جهت بهبود وسائل آموزشی و اصلاح زندگی آنها که وجود دارند صرف شود. انفجار جمعیت واژه ی غریبی نیست برای من و همسالانم. هرم جمعیتی ایران را که بررسی کنیم، تعداد متولدین نیمه اول دهه 60 بیش از هر زمان دیگری می باشد. انسان هایی که در سالهای ابتدایی زندگی خود با پدیده ای به نام جنگ مواجه بودند و رد پای آثار سوء کمبود مواد غذایی غنی در بیماریهای بسیاری از آنها به وضوح مشاهده می شود. انسانهایی که در کودکی بسیاری از آنها خلا کمبود فضاهای ورزشی و تفریحی همواره احساس شده است. بهترین سالهای زندگی متولدین دهه 60 در پشت درهای فولادین کنکور و در میان انبوهی از کتاب هایی می گذرد که شاید هیچ گاه ارضا کننده طبع کنجکاو و پر شور جوان های 16-17 ساله نبوده اند. اما این پایان کار نیست. حالا این جمعیت انبوه چند سالی است که بر زانوان لرزان خود اعتماد کرده اند و نیاز به دیواریست که به آن تکیه کنند و بر خیزند. دیواری فرو ریخته به نام بازار کار که اکنون مدت هاست که توانایی پذیرش ظرفیت های جدید را از دست داده است. حال اگر چشمانمان را بر روی جمعیت از کار افتاده چندین سال بعد هم بگشاییم، با جمعیتی مواجه می شویم که متقاضیان عمده بیمه های تامین اجتماعی و یا خدمات درمانی می باشند و بازارهای مالی که آنقدر نحیف و غیر قابل اعتماد هستند که به هیچ وجه قادر به ارائه سرویسهایی نظیر حسابهای پس انداز بازنشستگی و غیره نمی باشند. اما امروز که پس از سالها تلاش و فرهنگ سازی عامه برنامه ها و سیاستهای کنترل جمعیت تا حدی موثر واقع شده و موج افزایش زاد و ولد متوقف شده است، بار دیگر شعارهای مسئولین را مبنی بر توانایی کشور برای پذیرش جمعیت بیشتر مشاهده می کنیم. مساحت نسبتا زیاد کشور ایران واقعیت غیر قابل انکاریست که طبیعتا در این فضای گسترده افراد بسیار زیادی را می توان جا داد. اما بحث بر سر این است که آیا یک بار تجربه و سالها تاوان دادن یک نسل برای پذیرفتن اشتباهی انسانی کافی نیست؟
انفجار جمعیت، فاجعه ایست که من و هم سالانم در تمام طول زندگی با آن دست به گریبان بوده و هستیم. فاجعه ای که به تعداد خانوارهایی که زیر خط فقر به سر می برند افزود. تعداد کودکان خیابانی را به طرز وحشتناکی بیشتر کرد و هنوز هم تعداد زیادی از افراد جامعه را مجاب می کند که در سنین بسیار بالا برای تامین معاش افراد خانواده، به شغلهای کاذبی نظیر مسافر کشی و دست فروشی بپردازند. در این میان اگر سخنان جناب آقای رییس جمهور محترم واین طرز تفکر و تلقی از افزایش جمعیت منجر به متوقف شدن حمایت دولت از برنامه های کنترل جمعیت بشود که جزو موفقترین پروژه در طول بیست سال گذشته بوده است، باید شاهد یکبار دیگر تجربه ی انزجار برانگیز انفجار جمعیتی باشیم.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهاردهم مهر 1389ساعت 22:7 توسط عذرا میر |
|
|
جغرافیا: کلمه ”جغرافيا“ معرب کلمه ”جئوگرافيا“ (“ژئو“ و ”گرافيا“) به مفهوم شرح و توصيف سطح زمين مىباشد، جغرافيا با مفهوم مذکور در نوشتههاى قدما در يونان و رم باستان مشاهده مىگردد. در طول اين مدت نوشتههاى جغرافيائى نشيب و فرازهائى را پيموده است که مىتوان اين نشيب و فرازها را به چهار دسته مشخص بهشرح زير تقسيم نمود: جغرافیا در دنیای قدیم جغرافیا در قرون وسطی جغرافیا در عصر اکتشافات جغرافیای علمی
جغرافيا در دنياى قديم مرکز جغرافيا در دنياى قديم بيشتر يونان بود. در آن زمان آنچه در سطح زمين مشاهده مىگرديد با حس کنجکاوى توصيف مىشد. در آغاز جغرافيا با نجوم آميخته بود و مسائل جغرافيائى را بيشتر جغرافياى رياضى تشکيل مىداد ولى نياز به تجارت و يا پيش آمدن جنگها لازمهاش آگاهى از وضع راهها و نشانىها و موقعيت شهرها و اماکن بود از اين رو اينگونه اطلاعات و نوشتهها را جمعآورى و تدوين مىنمودند و چنين مجموعههائى را ”علوم جغرافيائي“ مىناميدند. قبل از تدوين چنين مجموعههائى سرنوشت جغرافيا براى ما مبهم است و شاهد و قراينى در دست است که ملل ساکن در خاورميانه مناطق همجوار را بهخوبى مىشناختند و گهگاه لشکرکشىهائى از طريق خشکى و دريا به سرزمينهاى اطراف مىنمودند بابلىها در ۲۵۰۰ سال قبل از ميلاد از دنياى زمان خود لوحهاى به شکل مسطح تهيه نموده بودند. در اين لوحه سرزمين بابل و آشور و نواحى ديگر براساس اعتقادات زمان خود به شکل دايرهاى ترسيم گرديده بود و رود آب شورى اطراف آن را احاطه کرده بود.
”آنا کسيماندر“ و ”آريستاکر“ دو جغرافيدان يونانى بودند که اولين نقشه جغرافيائى و اولين تقسيمات جغرافيائى سطح زمين شناخته شده آن روزى را در قرن هفتم و ششم قبل از ميلاد تهيه نمودند، آريستاکر دنياى آن روزى را به آسيا، اروپا و ليبى تقسيم مىنمود. در آن زمان آنچه از آفريقاىشمالى شناخته بودند ”ليبي“ مىناميدند، مرز بين آسيا و اروپا را رود ”دون“ و حد فاصل بين آسيا و ليبى (آفريقا) را رود نيل و حد فاصل بين هر سه منطقه را درياى روم و بحر احمر مىدانستند. در واقع دنياى شناختهشده آن روز عبارت بود از اروپاى جنوبي، سواحل آفريقاىشمالى و آسياى جنوبغربي.
هرودت اولين مورخ يونانى است که در قرن پنجم قبل از ميلاد ضمن جمعآورى و تدوين تاريخ ملل قديم اطلاعات سودمندى از جغرافياى توصيفى آن زمان بهدست مىدهد، هرودت نيز معتقد به تقسيمات جغرافيائى آناکسيماندر و آريستاکر بود. وى عربستان را جنوبىترين مملکت زمين مىدانست ولى لازم به تذکر است که هرودت در اطلاعات جغرافيائى خود دنياى آن روز را چنين ترسيم مىنموده است:
قاره اروپا به کوههاى مرکزى پايان مىيافته و حد شرقى قاره آسيا کوههاى هند و کش بوده است و قاره آفريقا به مناطق مسکونى شمالى آن از مراکش تا حبشه محدوده مىشده است و دورا دور همه مناطق را آب فرا گرفته و درياى احمر حد فاصل بين عربستان و ليبى (آفريقا) و درياى مديترانه و درياى سياه حد فاصل بين اروپا و آسيا و آفريقا بوده است.
اولين کسى که در دنياى قديم به فکر جمعآورى و تدوين اطلاعات جغرافيائى افتاد ”اراتوستن“ بود که در قرن سوم قبل از ميلاد در آتن مىزيست. اين دانشمند منجم و جغرافيدان براى رحل اقامت از يونان به مصر رفت و در اسکندريه کتابدار کتابخانه معروف آنجا گرديد و در همين کتابخانه بود که کليه اطلاعات جغرافيائى پيشينيان از جمله نوشتههاى جغرافيائى فنيقىها و همراهان اسکندر را مورد مطالعه قرار داده و به تدوين تاريخ جغرافيا پرداخت و نقشه جغرافيائى جهان را براساس اطلاعات موجود آن زمان ترسيم نمود. اولين محاسبه علمى محيط کرهزمين توسط اين دانشمند انجام گرفت و محاسبه وى در اين مورد بهقدرى دقيق بود که با محاسبات علمى قرون جديد اختلاف چندانى نداشت از اين رو او را ”پدر جغرافيائى علمي“ مىخوانند. ”استرابون“ يکى ديگر از مورخين و جغرافيدانان يونانى است که در قرن اول قبل از ميلاد مىزيست، مطالعات و تحقيقات نامبرده از حدود جغرافياى رياضى زمان خود فراتر رفته و براى اولين بار ارتباط بين زندگى انسانى و محيط طبيعى را مورد توجه و مطالعه قرار داد و نامبرده علت تمدن اروپاى آن روز را مديون موقعيت جغرافيائى آن مىداند و هم او بود که اولين قدم را در راه تأليف دائرهالمعارف جغرافيائى برداشت و بسيارى او را بزرگترين جغرافيدان عصر قديم مىدانند. معروفترين جغرافيدان و منجم و رياضىدان معروف حوزه علمى اسکندريه ”بطلميوس“ است که در قرن دوم ميلادى مىزيست. وى به کرويت زمين معتقد بود ولى اظهار مىداشت که زمين در مرکز عالم قرار دارد و هفت سياره (از جمله ماه و خورشيد) در روى مدارهاى معينى به دور زمين مىگردند و همين نظريه بود که تا زمان ”کپرنيک“ معتبر و مورد قبول قرار مىگرفت، بطلميوس اطلاعات جغرافيائى زمان خود را به اوج رسانيد از اينرو او به ”پدر جغرافيا“ شهرت دارد، اين دانشمند در اثر جغرافيائى خود نقشههاى باارزشى از جهان باستان به يادگار گذارده است. جغرافيا در قرون وسطي عصر درخشان جغرافيا در دنياى قديم پس از بطلميوس متوقف گرديد و بهجاى آن دوران گسترش مسيحيت در اروپا آغاز شد و رفته رفته تمدن و علوم آن روزى در تحت تسلط آن درآمد و اين تسلط بهقدرى گسترش يافت که عموم علوم مادى را تحريم نمود و پژوهش در اين راه را گناه کبيره مىشمرد. از اين دوره تا قرن سيزدهم ميلادى هيچگونه کتب جغرافيائى در اروپا در دست نيست بلکه وارث گسترش علوم جغرافيائى مسلمين بودند.
پس از فتوحات مسلمين و آشنائى آنها با سرزمينهاى جديد شکل نقشه دنيا در مدت کمى بهکلى دگرگون گشت، بغداد مرکز دادوستد تجارى و علمى و ادبى قرار گرفت، در قرن هفتم ميلادى (اول هجري) اعراب به مراکز علمى اسکندريه دست يافتند و به اقتباس افکار يونانيان در زمينه گوناگون علوم پرداختند. اعراب در جغرافيا پيرو نظريه بطلميوس بودند ولى اطلاعات جديد خود را به اطلاعات جغرافيائى بطلميوس افزودند و نقشههاى صحيحترى نسبت به يونانيان ترسيم کردند. يکى از دلايل گسترش جغرافيا در اين دوره نياز به جمعآورى اطلاعاتى از سرزمينهاى اطراف جهت مقاصد جنگى مسلمين بود که ضمن احوال و بيان عوارض طبيعى به توصيف وضع راهها، بنادر، انواع حرفهها، آداب و رسوم و تاريخ مناطق مختلف مىپرداختند و نقشههائى بدان منضم مىساختند و يک چنين مجموعههائى را ”مسالکالممالک“ (راهها و کشورها) مىناميدند. برخى معتقد هستند که در اين مورد مسلمين از استاد ساسانيان نيز استفاده کردهاند چه اطلاعات جغرافيائى که آنها بهدست مىدهند به حدود قلمرو خلافت محدود نگرديده بلکه اطلاعاتى از چين و هند و جزاير اطراف را نيز دربرمىگيرد. جغرافيدانان اين دوره بيشتر مورخ هم بودهاند و بسيارى از مورخان فصول مهمى در جغرافيا نيز نگاشتهاند، مسلمين براى اينکه با آگاهى به تدوين مسائل جغرافيائى بپردازند و ناشناختههاى جغرفيائى را پژوهش نمايند به ايجاد مدرسه جغرافيائى پرداختند و در آن علوم جغرافيائى را تدريس مىکردند و در همين مدارس بود که جغرافيدانان اسلامى به تدوين جغرافياى انسانى به مفهوم آن روزى پرداختند و در باب آداب معيشت، انواع حرفهها و صنايع و عقايد اقوام مختلف اطلاعات سودمندى جمعآورى و مدون کردند. عصر درخشان جغرافيا در قلمرو مسلمين در قرن سوم هجرى (نهم ميلادي) با ظهور دانشمندانى همانند ”يعقوبي“، ”ابن خردازبه“ و ”ابن فقيه“ آغاز مىگردد. يعقوبى که خود از اهالى اصفهان بود کتابى بهنام ”البلدان“ در جغرافياى عمومى تأليف نمود که مطالب بسيارى از محيط جغرافيائي، اوضاع اقتصادى و زندگى مردم را در آن بيان داشته است. وى از جغرافيدانان و مورخان بزرگ اسلامى است که بهخاطر شهرت کتاب او در جغرافيا او را ”معلم جغرافياى مسلمين“ مىنامند و کتاب او قديمترين کتاب جغرافيا است که از مسلمين در دست است. اين خردازبه صاحب کتاب ”الممالک و الممالک“ جغرافيدان مشهور ايرانى است که در کتاب خود به توصيفى از وضع راهها، فواصل و فرآوردههاى تجارى شهرها و مناطق مىپردازد ولى در شهرت هيچگاه به پاى يعقوبى نمىرسد. سومين جغرافيدان مشهور در قرن سوم هجرى ”ابن فقيه“ همدانى است و کليه مشاهدات جغرافيائى و وضع زندگى مردم را آنطور که معمول زمان بوده بهانضمام طول و عرض جغرافيائى بلاد، در کتاب ”البلدان“ خود جمعآورى نموده است. ”اصطخري“ و ”ابن حوقل“ بزرگترين سياح جغرافيدان قرن چهارم هجرى (دهم ميلادي) در بين مسلمين بودند. اصطخرى که از مردم اصطخر فارس بود داراى کتابى بهنام ”مالکالممالک“ است که از متون مهم جغرفيا در قرن چهارم هجرى است. وى از هند تا مغرب به سفر پرداخته و مشاهدات توصيفى خود را در مفهوم اوضاع طبيعى و اقتصادى بيان داشته و به بيان فاصله بين شهرها و اماکن توجه خاصى داشته است.
”ابن حوقل“ نتيجه مشاهدات جغرافيائى خود را در زمينههاى جغرافياى انسانى در کتاب خود بهنام ”صورةالارض“ تدوين نموده است، وى از علاقهمندان به دانش جغرافيا است ولى گاهى در کتاب خود به بيان مسائل تاريخى نيز مىپردازد و اين روشى است که در آن روزگار معمول بوده است.
”مقدسي“ سياح و جغرافيدان بزرگ ديگر اين عصر است که پس از حدود ۴۰ سال سير و سياحت، در بلاد اسلامى به تدوين کتاب ”احسنالتقاسيم فى معرفةالاقاليم“ پرداخت، وى در کتاب خود به وصف جداگانه هر کشور مىپردازد و زندگى اقتصادى مردم را بههمراه جغرافياى انسانى توصيفى مورد مطالعه قرار مىدهد. ”حدودالعالم منالمشرق و المغرب“ نيز کتاب معروفى است که طبق معمول زمان ابتدا به بيان جغرافياى طبيعى مناطق مختلف پرداخته و سپس به توصيف فعاليتهاى انسانى آن مىپردازد. در قرن پنجم سرآمد دانشمندان نجوم و رياضى و جغرافيا ”ابوريحان بيروني“ از اهالى خوارزم است، وى بيشتر پيرو نظريه مرکز بودن زمين و گردش افلاک به دور آن بود هر چند که از نظريه مخالف آن نيز آگاهى داشت. مشهورترين جغرافيدان و نقشهنگار قرن ششم هجرى ”ادريسي“ از اهالى مراکش است که نوشتههاى جغرافيائى او درباره کشورهاى مسيحى است. در قرن هفتم (قرن ۱۳ ميلادي) ”نجيببکران“ صاحب کتاب ”جهاننامه“ است که به تفضيل جغرافياى طبيعى رنگ نقشهها، تقسيم اقاليم و طول و عرض مناطق مختلف دنياى آن روز را بيان داشته و مسافت بين شهرها را برحسب فرسنگ و ”ماه راه“ و يا ”روز راه“ بهدست مىدهد. ”ياقوت حموي“ يکىديگر از سياحان و جغرافيدانان مشهور اين قرن است که معجمالبلدان آن در فرهنگ جغرافيائى و تاريخ اماکن از شهرت خاصى برخوردار است. در قرن هشتم هجرى (قرن ۱۴ ميلادي) که پايان قرون وسطا است دو جغرافيدان بزرگ در سرزمينهاى اسلامى بهظهور رسيدند. يکى ”ابوالفدا“ صاحب کتاب ”تقويمالبلدان“ است که نامبرده بيشتر به بيان تقسيمبندى اماکن براساس طول و عرض جغرافيائى مىپردازد. وى در کتاب مذکور متذکر مىگردد که طلوع و غروب آفتاب در مشرقزمين زودتر از مغرب انجام مىگيرد. ”حمدالله مستوفى قزويني“ يکى ديگر از مورخين و جغرافيدانان اين قرن است که در ”نزهةالقلوب“ بيشتر توصيف انسانى و شرح فرآوردههاى اقتصادي، در رابطه با محيط طبيعى را مورد مطالعه قرار داده است. جغرافيا در عصر اکتشافات اکتشافات پرتقالیان اکتشافات اسپانیائیها
اکتشافات مسلمين در قرون وسطا منجربه شناسائى پهنه جنوبى قاره آسيا و بخش شمالى قاره آفريقا گرديده. بازرگانان آسياى جنوبغربى و ميانه بسيارى از جزاير آسياى جنوبشرقى را مىشناختند و با آنها ارتباط تجارى داشتند. ولى اين ارتباط و شناسائى شامل تمامى جزاير آسياى جنوبشرقى نمىگرديد و از وضع بسيارى از اين جزاير بىاطلاع بودند تا اينکه در اواخر قرن پانزدهم و اوايل قرن شانزدهم ميلادى به همت مکتشفين بزرگى از اروپاىغربى پهنه اقيانوسها نورديده گرديد و دريانوردان به اکتشاف نقاط ناشناخته دست يافتند. اکتشافات جغرافيائى مذکور بهدست دو دولت بزرگ دريانورد آن روز يعنى اسپانيا و پرتقال صورت گرفت، هر دو دولت رقيب سرسخت يکديگر بودند. اکتشافات پرتقاليان از اوايل قرن پانزدهم دولت پرتقال به مرور جزاير ”آزور“ (جزاير آزور Azores در اطراف نصفالنهار ۳۰ درجه غربى در مغرب پرتقال قرار دارند)، ”قناري“ (جزاير قنارى در غرب آفريقا در نزديکى سواحل مراکش واقع شدهاند) و ”ورد“ (جزاير ورد ”Verde“ در مغرب سنگال در سواحل غربى آفريقا قرار دارند) واقع در مغرب آفريقا را متصرف گرديده و ناوگان خود را به مصب ”رود نيجر“ (رود ”نيجر“ از مرکز کشور نيجر گذشته به خليج گينه مىريزد) و خط استوا رسانيد. پس از آن ”دياز“ دريانورد معروف پرتقالى دنباله اکتشافات را گرفته خود را به جنوبىترين نقطه آفريقا رسانيده به کشف ”دماغه اميدنيک“ نائل آمد. ”واسکودوگاما“ دنباله اکتشافات فوق را گرفته با چهار کشتى و ۲۴۰ ملوان جنوب آفريقا را دور زده در سواحل شرقى آفريقا نقاط جديدى را کشف و خود را از طريق دريا به هند رسانيد و پس از جمعآورى اطلاعاتى از هند مجدداً از همان راه پس از دو سال مسافرت به پرتقال بازگشت و در واقع او اول کسى بود که قاره آفريقا را دور زده و از آن پس راه دريائى هند کشف گرديد.
اکتشافات اسپانيائىها هنگامىکه پرتقاليان سرگرم اکتشافاتى در قاره آفريقا و پيدا نمودن راه دريائى به هند بودند، اسپانيائىها هم بىميل نبودند که به اکتشافاتى دست بزنند، از اين رو با سفر ”کريستف کلمب“ براى يافتن راه هند از طريق غرب موافقت کردند و خواستهاى او را براى اين سفر برآورده نمودند و کريستف کلمب در پايان قرن شانزدهم با سه کشتى و ۱۲۰ ملاح اولين سفر تاريخى خود را آغاز نمود و به کشف جزاير بسيارى از آمريکاى مرکزى نائل آمد و در سفرهاى خود دامنه کشفيات خود را گسترش داده و در چهارمين سفر خود تا ساحل ”پاناما“ پيش رفت، از آن پس افراد ”امريکووسپوس“ يکى از همراهان کريستف کلمب است که تا مناطقى از ونزوئلا و برزيل پيش رفت و بهخاطر معروفيت کتاب خاطرات او که درباره کشف جديد خود نوشته بود اين قاره بهنام او به ”امريکو“ شهرت يافت.
در اوايل قرن شانزدهم ”ماژلان“ دريانورد نامى آمريکاىجنوبى را دور زده و از راه غرب به اقيانوس کبير وارد شده به کشف جزاير فيلىپين، برنئو و ملوک موفق گرديد و پس از آگاهى از احوال پرتقاليان که از سمت شرق و جنوب آفريقا بدين نواحى آمده بودند عملاً کرويت زمين به اثبات رسيد و تا اواخر قرن هجدهم دريانوردان مختلفى در اطراف اين اقيانوس به کشف جزاير مختلف اشتغال داشتند. جغرافياى علمى جغرافیای طبیعی جغرافیای انسانی از نيمه دوم قرن ۱۸ دوران توصيفى جغرافيا به پايان رسيده و جغرافيا وارد دوران علمى خود مىگردد، از بنيانگذاران نامى اين دوران ”هومبولت“ (Alexender Humbolt) و ”ريتر“ (Carl Ritter) مىباشند که عصر آنها را سرآغاز تاريخ جديد علم جغرافيا مىدانند. الکساندر هومبولت پدر جغرافياى عمومى و طبيعى اين دوران بهشمار مىرود نامبرده ارتباط بين پديدههاى جغرافيائى را مورد مطالعه قرار داده و در اين مطالعه جغرافياى طبيعى را اصل وزير بنا مىگرفت و کمتر بهعوامل انسانى توجه داشت. هومبولت عوامل طبيعى جغرافيائى را جدا از هم مطالعه نموده و در محيطهاى جداگانه به تعميم آنها مىپرداخت و بدين طريق به روش تحقيقى جديد دست يافت. ريتر را برعکس هومبولت، پدر جغرافياى انسانى مىنامند زيرا او واضع جغرافياى انسانى بود و نامبرده محيط طبيعى را به خاطر مطالعه انسان مورد توجه قرار مىداد. ريتر روش هومبولت را در مورد جغرافياى انسانى بهکار مىبرد بدين طريق که عوامل طبيعى و عکسالعمل انسانى را در مقابل اين عوامل در محيطهاى مختلف مورد مطالعه قرار داده و پس از نتيجهگيرى به تعميم آنها مىپرداخت. ريتر تفاوت تاريخ و جغرافيا را در اين مىداند که ”تاريخ، انسان را در زمان قرار مىدهد و جغرافيا، انسان را در مکان“. در نيمه دوم قرن ۱۹ نظرات هومبولت و ريتر به کشورهاى ديگر راه يافته و طرفدارانى بههم زده و به ادامه نظرات آنها پرداختند و از آن به بعد بود که جغرافيا عملاً به دو قسمت زير تقسيم گرديد: جغرافياى طبيعى جغرافياى طبيعى به مطالعه پهنه طبيعت پرداخته، قوانين و اصول پيدائى و دگرگونىهاى آن را مورد بررسى قرار مىدهد مثلاً در سطح زمين چگونه کوهها ايجاد مىگردند. عمل فرسايشى باد و باران چگونه بر روى آنها اثر مىگذارند.
بهطور کلى در جغرافياى طبيعى ارتباط عوامل موجود در طبيعت در رابطه با يکديگر مورد مطالعه قرار مىگيرند، مثلاً بين ميزان باران و تخريب ناهموارى رابطهاى وجود دارد که مورد بحث و گفتگو در جغرافياى طبيعى است، به مفهوم ديگر جغرافياى طبيعى مسائلى را مورد بررسى قرار مىدهد که خارج از اراده و قدرت نفوذ و دخالت انسانى وجود داشته و دارند. زيرا عوامل طبيعى خارج از تصميم انسانها بهکار خود ادامه مىدهند. و چنانچه ايجاد زلزله، آتشفشان، گردش زمين، تغيير فصول، پيدايش اقيانوسها، باران، گياهان و . . . . منشاء طبيعى دارند و در صورت وجود يا عدم انسان وقفهاى در کار آنها ايجاد نمىگردد. جغرافياى انسانى
جغرافياى انسانى يعنى مطالعه محيط طبيعى در رابطه با عکسالعمل زندگى انساني. بهعبارت ديگر، جغرافياى انسانى قلمرو بررسى ارتباط بين محيط طبيعى با گروههاى انسانى است که اين گروهها در محيطهاى جغرافيائى خود پديدههاى طبيعى را مشاهده، درک و عکسالعمل نشان داده، شرايط زندگى خود را با آن منطبق مىسازند. منظور از محيط طبيعى همان محيط جغرافيائى يا محيط زيست انسان است. بههنگام مطالعه جغرافياى انسانى مجبوريم که از يک طرف محيط جغرافيائى را مورد مطالعه قرار دهيم و از طرف ديگر زندگى انسانى را، در مطالعه محيط جغرافيائى يا محيط طبيعى ناچاريم که از علوم طبيعى کمک بگيريم و در مطالعه زندگى انسان نيازمنديم که وارد قلمرو علوم اجتماعى گرديم. علوم طبيعى خود مجموعهاى است از اقليمشناسي، اقيانوسشناسي، زمينشناسي، گياهشناسى و... .
بهطور کلى در علوم طبيعى نتايج حاصله از تغييرات و دگرگونىهائى که در عوامل مختلف آن ايجاد مىگردد مورد توجه است، مثلاً بر اثر يک سرى فعل و انفعال در طبيعت باران ايجاد مىگردد که در اين فعل و انفعال انسان دخالتى ندارد ولى نتايج حاصله از باران مورد توجه جغرافياى انسانى است و يا گردش زمين پديدهاى است طبيعى ولى نتايج حاصل از آن که اختلاف ساعت و يا بلند و کوتاه شدن طول ساعات شبانهروز باشد مباحثى از جغرافياى انسانى را تشکيل مىدهند.
در علوم اجتماعى رابطه انسان با انسان مورد مطالعه است مثلاً اگر تجارت مورد بررسى قرار گيرد، در مباحث مختلف آن، نوع و مبادله کالا، ميزان عرضه و تقاضا مقدار و شکل مصرف، ارزش و مقدار سود و امثال آن مورد توجه خواهد بود که از آغاز تا پايان روابط انسانى است و يا اگر قوانين حقوقى را در نظر بگيريم، سراسر آن مقررات و عهد و پيمانى است که در صورت تجاوز فرد و يا گروهى به حقوق فرد و يا گروهى ديگر درجات مجازات را نسبت به مرتکبين جرم مشخص مىدارد و در اين مورد هم باز قضاوت در اجراء و يا عدم اجراء قانون در نوع روابط انسانى مطرح است که باز از هر سو خود را در رابطه انسان با انسان مىبينيم. در جغرافياى انسانى چنين نيست زيرا يک طرف موضوع، طبيعت است و طرف ديگر آن انسان، موضوع ارتباط بين اين دو مباحث، جغرافياى انسانى را تشکيل مىدهد، مثلاً وقتى ما صحبت از اختلاف بين تقويم شمسى و قمرى مىنمائيم مىدانيم که منشاء هر دو در طبيعت خورشيد و ماه مىباشند ولى گروههاى مختلف انسانى براى سنجش سالهاى تقاويم خود برخى گردش خورشيد را مبداء سال پذيرفتهاند و بعضى ماه را مبداء شمارش ماههاى خود قرار دادهاند و چون روز و ماه شمسى و قمرى در گردش فلکى از نظر تقويمى منطبق بر هم نمىباشند، اختلافى حاصل مىگردد که مورد توجه گروههاى مختلف انسانى است و يا هنگامىکه مقدار ريزش باران را در سطح زمين در نظر بگيريم، مشخص است که همهجا باران يکنواخت و هماندازهاى دريافت نمىدارند نقاط کمباران در شرايط طبيعى داراى کشاورزى و يا دامدارى مطلوبى نمىباشند در نتيجه چنين مکانى نمىتواند انبوهى جمعيت را در خود پذيرا باشد پس تراکم جمعيت رابطه نزديکى با عوامل طبيعى دارد که به اشکال مختلف مورد بررسى جغرافياى انسانى قرار مىگيرد. جغرافیا
از دوره باستان, جغرافیدانان همواره بر کاربرد علم جغرافیا در مسائل مختلف زندگی تاکید می کردند. چنانکه استرابو (۲-۶۳ق.م. تا ۱۹ب.م.) که عده ای او را اولین جغرافیدان در زمینه جغرافیای کاربردی می دانند معتقد بود که جغرافیدان باید عمر خود را وقف آن چیزی بکند که عملا مهم است. جغرافیا دانش گرانمایه ایست که ریشه در اولین هسته های کانون بشری دارد. از ظهور علمی آن بیش از هزار سال می گذرد. تشکل علمی این رشته به جهد مدیون دانشمندان اسلامی است. بزرگان علوم هیات, ریاضیات و هندسه اسلامی در زمره اولین کسانی هستند که علاقه بارز علمی خود را به کشف حقایق مربوط به ذکره زمین, اندازه, شکل, حرکات, روابط آن با منظومه شمسی و اکتشافات نواحی ابراز داشته اند, و بحق از پیشگامان تکامل این علم بوده اند. از آغاز, آگاهیهای جغرافیایی نه تنها کنجکاوی بشر را پاسخگو بود بلکه در امور روزمره و روابط انسانی کاربردهای علمی نیز داشت. در سده های اخیر توجه به این دانش و گسترش آن بیشتر در سیطره کوشش علمای اروپایی قرار گرفت. ● سابقه کار در جغرافیای کاربردی: از دوره باستان, جغرافیدانان همواره بر کاربرد علم جغرافیا در مسائل مختلف زندگی تاکید می کردند. چنانکه استرابو (۲-۶۳ق.م. تا ۱۹ب.م.) که عده ای او را اولین جغرافیدان در زمینه جغرافیای کاربردی می دانند معتقد بود که جغرافیدان باید عمر خود را وقف آن چیزی بکند که عملا مهم است. استرابو عقیده داشت که تالیفات جغرافیایی او می تواند امپراطور را در اداره امپراطوری روم یاری دهد. در علم جغرافیا, این جریان فکری, به هنگام شروع بهره کشیهای استعماری بیشتر مورد توجه قرار می گیرد و جغرافیدانان معتقد می شوند که حرفه آنها, علاوه بر آموزش و پرورش, قادر است عملا در حل مسائل فضای زندگی موثر افتد. از این تاریخ به بعد, جغرافیدانان اروپایی, استفاده از کاربردهای جغرافیایی را به دولتها, سازمانها و شرکتهای اقتصادی کشور و اراده امپراطوریها بهره گیری شود. در سال ,۱۸۸۴ استانلی, کاشف معروف قاره افریقا, در سالن تجارت شهر منچستر انگلستان , طی کنفرانس چنین می گوید: علم جغرافیا تنها مطالعه ساده توپوگرافی نیست و هدف از این علم, گردآوری مقداری اطلاعات , نقشه و کتاب در مسافرتها نیز نمی باشد, بلکه جغرافیا یک دانش فنی است که کاربردهای آن مستقیما با رفع نیازهای جوامع انسانی پیوند می خورد. ● رشته های تخصصی جغرافیا: در اوایل سال,۱۹۸۴ موسسه جغرافیدانان انگلیس, رشته های تخصصی را ۳۳ رشته و به شرح زیر اعلام میدارد که هریک از این رشته ها, جغرافیای کاربردی ویژه ای دارد: ۱)جغرافیای اقتصادی ۲)جغرافیای کشاورزی ۳)جغرافیای صنعتی ۴)جغرافیای بازاریابی ۵)جغرافیای خدمات ۶)جغرافیای اجتماعی ۷)جغرافیای جمعیت ۸)جغرافیای شهری ۹)جغرافیای روستایی ۱۰)جغرافیای سیاسی ۱۱)جغرافیای پزشکی ۱۲)جغرافیای تاریخی ۱۳)جغرافیای حمل و نقل ۱۴)جغرافیای ناحیه ای ۱۵)ژئومورفولوژی ۱۶)هیدرولژی جغرافیا ۱۷)جغرافیای زیستی ۱۸)آب و هواشناسی ۱۹)جغرافیای خاک ۲۰) مدیریت محیط زیست ۲۱)جغرافیای منابع ۲۲)جغرافیای کاربردی ۲۳) برنامه ریزی شهری و ناحیه ای ۲۴) مطالعات در امر توسعه ۲۵) تحلیلهای کمی ۲۶) کارتوگرافی ۲۷) کامپیوتر و جغرافیا ۲۸) سنجش از راه دور ۲۹) سیستمهای اطلاعات جغرافیایی ۳۰) فلسفه جغرافیا ۳۱) تاریخ علم جغرافیا ۳۲) جغرافیا و تعلیم و تربیت ۳۳) مطالعات دوره های آموزشی جغرافیا در آمریکا این تخصصها تا ۵۲ رشته افزایش می یابد. ● تعریفهای جغرافیای کاربردی: در دودهه اخیر, جغرافیدانان معروف جهان, هریک به نحوی تعاریف و مفاهیم جغرافیای کاربردی را بکار گرفته اند. آنچه در زیر می آید انتخابی از همه این تعاریف و مفاهیم است: ۱) جغرافیای کاربردی, شاخه کاملا تخصصی در جغرافیا و یک مرحله کامل در گردآوری اطلاعات, تحلیل مسائل و روند تصمیم گیری است. ۲) در جغرافیای کاربردی, جغرافیدان با مسائلی که عملا مطرح است روبرو میشود. او نه تنها وضع موجود را بررسی میکند, بلکه جغرافیای آینده را نیز در نظام خاصی ارائه میدهد. اصولا آینده نگری وظیفه مهم جغرافیای کاربردی است. ۳) جغرافیای کاربردی, برخورد عملی با مشکلات و مسائل ویژه است.(براین بری) ۴) جغرافیای کاربردی, حل مسائل عملی در قلمرو جغرافیاست. ۵) جغرافیای کاربردی, کاربرد عملی تحقیقات جغرافیایی در برآورد نیازهای ملی, اجتماعی, اقتصادی, نظامی و مهمتر از همه در برنامه ریزیهای ناحیه ای و فیزیکی است. ۶) اهداف اصلی جغرافیای کاربردی, به عنوان یک شاخه علمی ارائه مسیرهای منطقی در بهره گیری از منابع طبیعی و انسانی, جلوگیری از اتلاف منابع طبیعی, ممانعت از بکارگیری غیر علمی این منابع, جلوگیری از عدم استفاده از منابع محیطی و سرانجام توسعه مطلوب جامعه انسانی است.
آب و هوای ایران
ایران در منطقه ی معتدله ی خشک شمالی و در عرض متوسط روی کره زمین در ناحیه ی جنب استوایی و استوایی قرار دارد. همین موقع جغرافیایی با دوری از دریاهای بزرگ، به ویژه جریانات هوایی موجب شده است تا آب و هوای ایران خشک و بَری باشد، اما به سبب وسعت بسیار و وجود عوارض گوناگون طبیعی مانند ارتفاعات بلند در شمال و مغرب و پستیهای وسیع، چون دشتهای مرکزی در داخل فلات و افزون بر آن، مجاورت دریای مازندران و خلیج فارس و اقیانوس هند ـ که هریک از این افقها، اقلیمی جداگانه میسازند، ایران از اقلیم مختلف و آب و هوای متنوع برخوردار است. ایران فلاتی مرتفع، نزدیک به دشتهای وسیع آسیا که ارتفاع متوسط آن حدود 1200 متر از سطح دریاست. وضع چینخوردگیها و ارتفاعات که بلندی برخی از آنها از 4 هزار متر بیشتر است و وجود دریاهای شمال و جنوب که دور از نواحی مرکزی قرار دارند، به ویژه وضع قرار گرفتن کوهها که بر گرد ایران حلقه زدهاند این کشور را از جمله کشورهای نادر جهان قرار داده است که میتوان در آن انواع آب و هوا را شاهد بود.
ارتفاع کوههای ایران بقدری بلند است که از تأثیر بادهای مرطوب دریای مازندران، دریای مدیترانه و خلیج فارس در نواحی داخلی ایران جلوگیری میکند. به همین سبب، دامنههای خارجی این کوهها دارای آب و هوای مرطوب بوده و دامنههای داخلی آن خشک است. در کرانههای جنوبی دریای مازندران، آب و هوا معتدل و میزان بارندگی آن به ویژه در سواحل غربی گیلان بیشتر از دیگر نقاط است. مقدار متوسط گرمای سالانه در حدود 18 درجه سانتیگراد است. آب و هوای قسمت غربی کشور مدیترانهای است و در نواحی جنوبی آن، آب و هوای نیمه صحرایی گرم نیز بر آن تأثیر میگذارد. در این نواحی، تابستانها با گرمای سختی در درهها و هوای معتدل در ارتفاعات همراه بوده و در زمستانها هوای معتدل در درهها و سرمای سخت در ارتفاعات حکمفرماست.
در نواحی جنوبی، با وجود هوای مرطوبی که در سرتاسر این منطقه حاکم است، میزان حرارت بالاست، به طوری که حداکثر گرما در خوزستان به 54 درجه سانتیگراد نیز میرسد. از ویژگیهای این ناحیه تابستانهای گرم و زمستانهای معتدل است و اختلاف درجه حرارت در فصول مختلف و شب و روز زیاد نیست. به سبب وجود کوههای البرز در شمال و رشته کوههای ابرسن در غرب کشور، نواحی داخلی فلات ایران دارای آب و هوای خشک و بیابانی است. با توجه به مطالب بالا، سه نوع آب و هوا به طور کلی در ایران دیده میشود : آب و هوای بیابانی و نیمه بیابانی، آب و هوای معتدل کوهستانی و آب و هوای معتدل مازندرانی. ▪ هوا : شرایط جوی موقت و معینی كه برای مدتی كوتاه در یك مكان معین غالب میگردد هوا نامیده میشود.(Weather) ▪ آب و هوا : به مجموعهایی از میانگینهای شرایط جوی دراز مدت برای یك منطقه «آب و هوا» گفته میشود.(Climate) ▪ متئورا : (Meteore) به مجموعه پدیدههای اتمسفری نظیر ابرـ مهـ بارانـ برفـ بادـ طوفان و رعد و برق نور قطبی ......... متئورا گفته میشود (این كلمه در یونان باستان به آسمان اطلاق میشده است) هواشناسی : در مقیاس جهانی تركیبی از مطالعات فیزیكی اتمسفر و پدیدههای آنهاست و به دو بخش اصلی تقسیم میشود. ۱) هواشناسی دینامیك : بوسیله قوانین مكانیك و ترمنودینامیك حالات اتمسفر مطالعه میشود. ۲) هواشناسی سینپوتیك : از طریق تجربی و تهیه نقشههای سینپوتیك كه در ساعات معینی تهیه میشود. اوضاع هوا مورد بررسی قرار میگیرد و یكی از كارهای عمده آن پیشبینی هوای آینده است. ▪ اقلیم شناسی : با استفاده از نتایج ارقام و دادهها شرایط محیط جغرافیایی و زمینی را مورد مطالعه قرار می دهد. در حقیقت اقلیمشناسی روابط حیات و حوادث دیگر طبیعی را با حوادث اتمسفری بررسی نموده و اثرات پدیدههای جوی را در حیات موجودات زنده از جمله انسان معین میكند.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهاردهم مهر 1389ساعت 22:0 توسط عذرا میر |
|
|
جغرافیا و برنامهریزی توریسم رشته جغرافیا و برنامه ریزی توریسم از جمله رشته هایی است كه با جامع نگری خاص سعی دارد بر پدیده های فرهنگی – تاریخی در كنار پدیده های طبیعی بعنوان كانونهای تأثیرگذار راهكارهای مطلوب در زمینه توسعه گردشگری به ویژه اكوتوریسم ارائه دهد. عصری كه در آن زندگی می كنیم، از دیدگاههای مختلف با اعصار گذشته تفاوتهای چشمگیری دارد، پیشرفتهای تكنولوژیك و آزاد شدن بخش عمده ای از اوقات فراغت روزانه فرصتی را بدست می آورد، كه بشر امروز مجال بیشتری پیدا كند و كمتر مترصد معاش خود باشد. بطوریكه یكی از مسائل دنیای ما در آینده ساعات اوقات فراغت بشری خواهد بود. بدون تردید یكی از فعالیتهایی كه می تواند جایگزین آن شود صرف وقت برای بازدید از پهنه های مختلف سرزمین فرهنگی و ... است. سرزمین ایران با داشتن جاذبه های بی نظیر و بسیار خود میتواند در سطوح علمی و منطقه ای نقش بسیار ارزنده ای ایفا نماید و چنین بدون برنامه ریزی جامع و بدون داشتن دیدگاههای جغرافیایی امكان پذیر نخواهد بود. زیرا برنامه ریزی در زمینه گردشگری عمدتاً بطور مستقیم بستگی تام به موقعیت جغرافیایی با عنایت به محورهای فرهنگی است كه این خود وظیفه جغرافیدانهاست. رشته جغرافیا و برنامه ریزی توریسم از جمله رشته هایی است كه با جامع نگری خاص سعی دارد بر پدیده های فرهنگی – تاریخی در كنار پدیده های طبیعی بعنوان كانونهای تأثیرگذار راهكارهای مطلوب در زمینه توسعه گردشگری به ویژه اكوتوریسم ارائه دهد. بدون تردید ایران كشوری است كه در زمینه توریسم دارای جاذبه های بی شماریست ولی آماده نمودن این جاذبه ها و معرفی آنها مستلزم فعالیتهای خاصی در زمینه هماهنگ نمودن، آموزشهای فرهنگی و ایجاد زمینه های خدماتی و تعریف جایگاه این صنعت در اقتصاد ملی است. این مقولات بدون داشتن یك برنامه ریزی صحیح با افراد مجرب كه بتواند با دیدگاه جامعی برخورد داشته باشد، امكان پذیر نیست و لذا اولین قدم در مطلوب نمودن زمینه صنعت توریسم آموزش افراد متخصص و درك مسائل مربوط به توریسم در ارتباط با محورهای توسعه فرهنگ است. از طرفی مسائل زیست محیطی نیز از اهمیت خاصی برخوردار هستند و همانگونه كه بسیار روشن است اغلب مسائل زیست محیطی ما نشأت گرفته از مسائل و مشكلات خاص فرهنگی است. بطور كلی توریسم بعنوان مسافرت تفریحی در نظر گرفته می شود و اغلب توریستها بیش از هر چیز به آب و هوا، فرهنگ و طبیعت مقصد خود علاقمند هستند، برای همین بررسی و شناخت موقعیت مكانی از دیدگاه جغرافیایی مثل محیط، اقلیم، آب و هوا، مناظر و جاذبه های طبیعی مورد توجه و تأكید قرار می گیرد. جغرافیدانان از این محدوده نیز فراتر رفته و جنبه های اقتصادی و سیاسی و اجتماعی اقلیم ها را نیز مورد توجه قرار میدهند. مثلاً در مبحث گردشگری جهانگردی و یا گردشگری را به دو بخش توریسم تابستانی و توریسم زمستانی تقسیم می كنند كه در اینجا به دلیل شروع فصل گرما، توریسم تابستانی را مورد اشاره قرار میدهیم كه نكات زیر از ههمیت بسیار بالایی برخوردار هستند: الف) دوره درجه حرارت مناسب: كه در فصل تابستان بین ۱۵ تا ۲۰ درجه سانتیگراد است. ب) مدت آفتابی بودن روزها: كه به آسمان صاف و بدون پوشش ابر اطلاق می شود. ج) درجه حرارت آب دریا: كه دانشمندان درجه حرارت ۱۷ درجه سانتیگراد را مناسبترین درجه حرارت آب برای شنا كردن قلمداد می نمایند. د) رطوبت نسبی و پوشش گیاهی: میزان رطوبت نسبی مطلوب ۵۶% تا ۷۰% است كه در هوای مرطوب رطوبت نسبی بیش از ۸۶% ناراحت كننده است. در مورد پوشش گیاهی، نواحی جنگلی شرایط مساعدی را بوجود می آورد. ه) ناهمواریها و ذخیره آب: آنچه كه در این زمینه مهم است قله های زیبای كوهستان، یخچالها، دره های جالب و شیب ملایم دره هاست. و اما آثار مثبت گردشگری به لحاظ جغرافیایی و زیست محیطی در خور اهمیت هستند كه به نمونه هایی از آنها می پردازیم: ۱) حفاظت از جاذبه های طبیعی: گردشگری موجب میشود تا تلاشهای بیشتری برای حفاظت منابع طبیعی مانند جنگلها، پاركهای ملی، مناطق حفاظت شده، سواحل دریاها و رودخانه هایی كه در آن ماهیان و آبزیان كمیاب یافت می شوند و جنگلهایی كه در آنها وحوش و حیوانات نادر زیست می كنند از جمله مناطق مورد توجه جهانگردان هستند كه كوشش می كنند تا از آنها حفاظت شود. ۲) بهسازی محیط: كشوری كه جذب جهانگردان را جزء اهداف خود قرار میدهد، برای نیل به این هدف می كوشد تا محیطی عاری از آلودگی و بهسازی شده در معرض دید جهانگردان قرار دهد. خیابانهای پاكیزه، دیوارهای رنگ آمیزی شده، میادین گل كاری شده، كنترل آلودگی هوا، آب و طبیعت و حفظ بهداشت محیط زیست كه برای گردشگران ضروری است. و در كنار آن هتلهای زیبا، ایجاد استراحتگاههای خوش منظره در دامنه كوهها و كنار جاده ها نیز جزئی از بهسازی محیط را تشكیل میدهد. ۳) آگاه شدن ساكنان منطقه در مورد ارزش محیط طبیعیشان: در مناطقی كه ساكنان چندان اهمیتی به محیط نمی دهند، با توسعه گردشگری و درآمدزایی مردم به اهمیت محیط طبیعی خود پی می برند و برای حفظ و حراست از آن مصمم می شوند. سرانجام نباید فراموش كرد كه گردشگری پدیده ای است كه به سرعت رشد می كند و در حال تبدیل شدن به بزرگترین صنعت جهان است. آثار توریسم به شدت متنوع است، در یك سو با ایجاد فرصتهای شغلی جدید در كنار پدیده های طبیعی و ضرورت آنها نقش مهم و مثبتی در زمینه تحولات اقتصادی – اجتماعی و سیاسی كشورهای مقصد ایفا می كند. و همچنین با ایجاد آگاهی و احترام نسبت به تونع فرهنگی و احترام به محیط زیست و روشهای زندگی در بین ملتها به تفاهم فرهنگی می انجامد. در كشور ما برخورداری از موقعیت جغرافیایی و محیط طبیعی مناسب و مناظر زیبا و بدیع در كنار مكانهای تاریخی، روستاهای سنتی و سبك زندگی مردم و جاذبه های فرهنگی به عنوان یك مقصد گردشگری تثبیت شده به ویژه برای فعالیتهای اكوتوریستی می باشد كه جا دارد زمینه های لازم برای ایجاد چنین فعالیتی بطور همه جانبه مورد توجه قرار گیرد.
بایندر آتش پنجه منابع: ۱) شورای عالی برنامه ریزی وزارت فرهنگ و آموزش عالی (كمیته برنامه ریزی جغرافیا) ۱۳۷۷ ۲) همایش گردشگری سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ۱۳۸۴ ۳) جغرافیای ورزش در زمینه انگیزه های طبیعی و انسان، دكتر بیژن رحمانی ۴) جغرافیا و جهانگردی، اكرم ربیعی ۵) سایت اینترنتی گردشگری در ایران جاذبه های طبیعی
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و نهم بهمن 1388ساعت 22:16 توسط عذرا میر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1389 بهمن 1388 آبان 1388 مهر 1388 |
| پیوندها |
|
دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساری قوانین و مقررات شهر و شهرداری دانشگاه مازندران عوامل طبیعی در توسعه شهر نشینی آسیا سازمان مسکن و شهر سازی تراکم جمعیت جغرافیا |
|
RSS
|